از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی
که ز دیر و حرمت جویم و دردل باشی
سیل تا بحر رود راست به هرجا خیزد
نشود گم رهش آن را که تو منزل باشی
به تو دارند گذر عاقبت از تن جانها
جسم کشت و جهان بحر و تو ساحل باشی
از شهادت بودم روز قیامت کافی
اینقدر فیض که من کشته تو قاتل باشی
آه از این ناز که سوی من از آن گوشه چشم
نفتد غیر نگاهی که تو غافل باشی
نه منت مایلم و بس که دو عالم باشند
همه مایل به تو و تو به که مایل باشی
نشود از تو همین مشکل ما حل ور نه
دو جهان را تو گشاینده مشکل باشی
سرخوش از باده وصلت همه جز من مپسند
که خورم خون من و تو ساقی محفل باشی
جز کدورت نکشی از تن خاکی مشتاق
تا تو آمیخته چون آب درین گل باشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره میکند و از غفلت معشوق نسبت به خود نگران است. او میگوید که اگر معشوق در عالم خود باشد، هر چیز راه خود را مییابد و گم نمیشود. شاعر با بیان اینکه جانها پیوسته در انتظار وصال معشوق هستند، نشان میدهد که عشق او چنان عمیق است که در قیامت نیز شهادت عشقش کافی است. او از ناز معشوق شکایت میکند و به این نکته اشاره میکند که هیچ نگاه دیگری جز نگاه او برایش کافی نیست. همچنین، شاعر بیان میکند که نه تنها انتظار ندارد، بلکه امیدوار است معشوق مشکلاتش را حل کند و روحش را از کدورتها آزاد سازد.
هوش مصنوعی: من از تو بیخبرم، اما تو نباید از من غافل باشی؛ زیرا همیشه در دل و خاطر تو هستم و در پی محبت و دوستی تو هستم.
هوش مصنوعی: هر جا که سیل به سمت دریا حرکت کند، مسیرش گم نمیشود، زیرا تو آنجا منزل داری.
هوش مصنوعی: انسانها در نهایت به تو میرسند و جانها از بدنها جدا میشوند. این جهان مانند دریا است و تو مانند ساحلی هستی که در آن قرار داری.
هوش مصنوعی: در روز قیامت برای من کافی است که شهادت بدهم و از این مقدار نعمت بهرهمند شوم، حتی اگر تو قاتل من باشی.
هوش مصنوعی: ای کاش ناز و عشوهات را کنار بگذاری، زیرا تنها نگاهی که به من نمیافکند، آن نگاه توست که در غفلت به سر میبری.
هوش مصنوعی: من نه به انتظار لطف کسی هستم و نه به این اهمیت میدهم که همهٔ جهان به تو توجه داشته باشند؛ مهم این است که خودت به چه کسی علاقهمندی.
هوش مصنوعی: اگر تو نتوانی مشکل ما را حل کنی، پس چه بسا که تو باید بتوانی مشکلات بزرگتری را نیز برطرف کنی.
هوش مصنوعی: همه از خوشی و شادی ناشی از می عشق لذت میبرند جز من؛ چون من دارم درد درونم را تحمل میکنم و تو، ای ساقی، باید در این محفل حضور داشته باشی.
هوش مصنوعی: تن خاکی مشتاق فقط از کدورت و زشتی دوری میکند و تا زمانی که تو به او پیوند نخوری و مانند آب در گلشن زندگی نباشی، نمیتواند به آرامش و زیبایی برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
[...]
چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟
گذرد قافله عمر و تو غافل باشی
در سرانجام سفر باش و سبک کن خود را
تو نه آن دانه شوخی که درین گل باشی
کعبه در گام نخستین کند استقبالت
[...]
زین چه خوشتر که درین معرکه بسمل باشی
نه که حسرتکش یک زخم ز قاتل باشی
از ره دیر و حرم روی به دل کن تا چند
به غلط ره روی و طالب منزل باشی
من که در کشتی طوفانیم از شورش بحر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.