گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
به چه تقریب دگر خاطر خود شاد کنم
کودک مکتب عشقم بجفا خوش دارم
هرگز اندیشه کی از سیلی استاد کنم
گر ز جور تو خموشم ز شکیبائی نیست
نیست آن قوتم از ضعف که فریاد کنم
من نه آنم که بود طالع وصل تو مرا
از نگاهی بخیالی دل خود شاد کنم
خود بدام افکنم از ذوق اسیری خود را
نیم آن صید که خون در دل صیاد کنم
از خرابی شده آن گنج نهان را مسکن
دل ویران شده را بهر چه آباد کنم
هیچ باک از ستم یار ندارم مشتاق
بلبلم کی ز گل اندیشه بیداد کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای عشق و جدایی سخن میگوید. او از شدت عشق و انتظار برای وصال معشوق ابراز درد و رنج میکند و از دردی که در دل دارد، حکایت میکند. شاعر به تعبیری خود را همچون صیادی میداند که از جدایی و غم به اسیری در عشق تن داده است. او از این میگوید که حتی در غم و ستم یار نیز، از احساساتش نمیکاهد و به زندگی ادامه میدهد. در نهایت، او به ویرانی دل و تلاش برای آباد کردن آن میپردازد، نشان از اراده و مقاومتش در برابر سختیهای عشق دارد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم از وصل تو در دوری یاد کنم، دیگر به چه روشی میتوانم خاطر خود را شاد کنم؟
هوش مصنوعی: من به عشق و سختیهای آن عادت کردهام و هرگز فکر نمیکنم که از ضربههای محبت، چیزی یاد بگیرم.
هوش مصنوعی: اگر از ظلم تو ساکت ماندهام، به خاطر صبر و شکیباییام نیست. این ساکت ماندن من به خاطر ناتوانیام نیست که بخواهم فریاد بزنم.
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که به خاطر مقدّر بودن ارتباط با تو، بخواهم با یک نگاه تو، خیالاتم را شاد کنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر شوقی که به اسارت دارم، خودم را در دام میاندازم؛ نیمی از آن صید را که دارای خون است، برای صیاد میکشم.
هوش مصنوعی: از ویرانی آن گنج پنهان، خانه دل ویران را چگونه میتوانم آباد کنم؟
هوش مصنوعی: من از ظلم و ستم یاری که دارم نگران نیستم، چون منتظر بلبلم هستم که از گلهای اندیشهام شکایت کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم
خانه تنگ است برون آیم و فریاد کنم
شرم بیحاصلی عمر نمی ساز نکرد
تا جبینی ز ندامت عرق آباد کنم
بر نمیداردم از خاک تلاشی که مراست
[...]
گر دل از دام زلف تو آزاد کنم
حاش لله که زعهد تو دگر یاد کنم
دل آشفته کنم از گره زلف تو باز
گر گذر از طرف کوی تو چون باد کنم
خرم آنروز که از دام غمت بگریزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.