گر دل از دام زلف تو آزاد کنم
حاش لله که زعهد تو دگر یاد کنم
دل آشفته کنم از گره زلف تو باز
گر گذر از طرف کوی تو چون باد کنم
خرم آنروز که از دام غمت بگریزم
دل غمدیده بسودای دگر شاد کنم
کوس رسوائی تو، بر سر هر بام زنم
پیش هرکس روم، از دست تو فریاد کنم
از هوای ری و از اهل ریم دل بگرفت
بود آیا که چو سعدی ره بغداد کنم
میروم زار و برآنم که تخلص در شعر
یادگار لب شیرین تو، فرهاد کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.