روی تو که اختر زمین است
رشگ مه آسمان نشین است
قدت که بلای راستان است
کاهندهٔ سرو راستین است
اندام تو زیر پیرهن نیز
سوزندهٔ برگ یاسمین است
چشم سیهت به تیغ مژگان
گردنزن آهوان چین است
خال تو که هست نقطهٔ کفر
انگشت نمای اهل دین است
دشنام تو زان لبان شیرین
زهریست که غرق انگبین است
آن غمزه که گرم چشمبندی است
بازی ده عقل دوربین است
خاک در بنده کمینت
تاج سر بنده کمین است
در دیدهٔ محتشم خیالت
نقشی است که در ته نگین است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را با اشیاء و عناصر زیبا و ارزشمند طبیعت و زندگی مقایسه میکند. معشوق به عنوان اختر زمین، بلای راستان، و سوزنده برگ یاسمین توصیف میشود. شاعر ویژگیهای چشمان و چهره معشوق را با زیباییهای خاصی همچون تیغ مژگان و خال کافر مقایسه میکند. همچنین، دلسردی و غمزههای او را به عنوان عواملی که عقل را به چالش میکشد، معرفی میکند. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره دارد و او را همچون تاجی بر سر خود میبیند.
هوش مصنوعی: چهرهی تو همچون ستارهای در زمین میدرخشد و زیباییات چنان است که ماه در آسمان از تو حسادت میکند.
هوش مصنوعی: قد تو همچون بلایی بر سر راست قامتان است و به راستی، قدت تلاش میکند که سروهایی راستین را کوتاه کند.
هوش مصنوعی: بدن تو حتی زیر پیراهن هم جذاب و دلرباست، مانند زیبایی یک گل یاسمین که آتشین و جذاب است.
هوش مصنوعی: چشمان تیرهات به مانند سلاح مژگانی است که گردن آهوهای زیبا را هدف قرار میدهد.
هوش مصنوعی: خال تو که نماد کفر است، نشانهای برای اهل دین شده است.
هوش مصنوعی: دشنام تو از آن لبهای خوشرنگ و شیرین، مانند زهر است در حالی که در عسل غرق شده باشد.
هوش مصنوعی: آن نگاه فریبندهای که میزند، در حقیقت بازیای است که عقل تیزبین را به چالش میکشد.
هوش مصنوعی: خاکی که در آن تو را دفن کردهاند، برای من هم همانقدر ارزشمند است که تاجی که بر سر من باشد.
هوش مصنوعی: در چشم محتشم، تصور تو همانند طرحی است که در عمق نگین جواهر وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با اهل خرد جهان بکین است
مرد هنری از آن غمین است
آن کو به بر خرد مهین است
زین ازرق بی خرد کهین است
بر هر که نشانی از هنر هست
[...]
روی تو به حسن حور عین است
کوی تو بهشت راستین است
از بهر نثار خاک پایت
چون دست دلم در آستین است
رخسار تو لاله ربیع است
[...]
من کاین شکرم در آستین است
ریزم که حریف نازنین است
آنجا همه شیر و انگبین است
این جا بنگر که همچنین است
ساقی غِلمانِ ماه روی اند
شیر و می و شهد و حور عین است
از مجلس ما اگر درآیی
[...]
زلف سیه تو مشک چین است
بالای تو سرو راستین است
لعل تو نگین خاتم حسن
وان خط تو نقش آن نگین است
گر موم بود میان خاتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.