نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
گنج خرابهٔ دل اندوهگین ماست
یاد تو زود چون رود از دل که همرهش
در اولین قدم نفس آخرین ماست
به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیم
سر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست
از کینه جوئی تو شکایت کنم چرا
کز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست
از توسن هوس ز ازل چون پیادهایم
رخش مراد تا به ابد زیر زین ماست
نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت است
داغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست
ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیب
از ابروان کشیده کمان در کمین ماست
در بزم او همیشه ملولم که ناگهان
افتد به فکر او که چرا همنشین ماست
تا میکنیم محتشم از لعل او سخن
ملک سخن تمام به زیر نگین ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان غم و اندوه ناشی از زندگی و دین میپردازد. او از یاد محبوبش سخن میگوید که همواره در دل است و با هر نفسش به یاد او غمگین میشود. شاعر تأکید میکند که درگاه محبوبش با وجود مشکلات و بلاها، مکان امنی برای اوست. همچنین، از کینهورزیهای بیهوده فرار میکند و نشان میدهد که از آرزوها و خواستههایمان همیشه پیادهایم. نورانی بودن جبینش ناشی از طاعت نیست، بلکه نشانهٔ داغی است که از یاد محبوب در دل دارد. شاعر از هم صحبتی و دوستی در محفلها احساس ملول بودن میکند و در نهایت، به زیبایی کلام و اهمیت سخن در گفتوگوهایش اشاره میکند که در زیر نگین مراد و محبوبش نهفته است.
هوش مصنوعی: غمت که نتیجهی دنیا و مذهب ماست، مانند گنجی در ویرانهای است که دل ما را پر از اندوه کرده است.
هوش مصنوعی: یاد تو به سرعت از دل خارج میشود، چون هر کجا که برویم، نفس آخرین ما همواره با آن همراه است.
هوش مصنوعی: در مقابل درگاه شما، چه اهمیتی دارد اگر سرمان را به زمین بگذاریم؟ در هر حال، جایی که در آن زندگی میکنیم، پر از مصیبت و سختی است.
هوش مصنوعی: چرا باید از کینهتوزی تو شکایت کنم؟ زیرا از سر شوخی، آنچه وجود ندارد، به یاد تو تبدیل به کینهای در دل من شده است.
هوش مصنوعی: از زمانی که به دنیا آمدهایم، مانند پیادهای در راهی هستیم که به دنبال آرزوهایمان میرویم و این آرزوها همیشه همراه ما خواهند بود.
هوش مصنوعی: نور صورت ما به خاطر عبادت نیست، بلکه نشانهای از عشق و زیبایی است که از وجود معشوق در ما باقی مانده است.
هوش مصنوعی: ای پرنده دل، مواظب باش که تیر که از کمان رها میشود، خیلی خطرناک است. این تیر از ابروان کشیدهای به نشانهی زهرآگینی در کمین ما نشسته است.
هوش مصنوعی: در جمع او همیشه حالم گرفته است، چون ناگهان به فکرش میافتم و میپرسم چرا او باید همنشین ما باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که محتشم از زیبایی او صحبت میکند، همهی زیباییهای کلام زیر کنترل و اختیار ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا داغ مهر یار چو مه بر جبین ماست
خورشید شعلهای ز دم آتشین ماست
ما همچو ذرهایم هوادار و هر سحر
شمشیر مهر غرقه به خون در کمین ماست
زلف تو دین روشن ما تیره میکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.