گنجور

 
محتشم کاشانی
 

نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست

گنج خرابهٔ دل اندوهگین ماست

یاد تو زود چون رود از دل که همرهش

در اولین قدم نفس آخرین ماست

به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیم

سر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست

از کینه جوئی تو شکایت کنم چرا

کز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست

از توسن هوس ز ازل چون پیاده‌ایم

رخش مراد تا به ابد زیر زین ماست

نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت است

داغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست

ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیب

از ابروان کشیده کمان در کمین ماست

در بزم او همیشه ملولم که ناگهان

افتد به فکر او که چرا همنشین ماست

تا می‌کنیم محتشم از لعل او سخن

ملک سخن تمام به زیر نگین ماست

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امیر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۳ نوشته:

عشق حسین (ع) و کرببلا اصل دین ماست
با ما بگو ( که کوی بلا سرزمین ماست )
بعد از تو میکنیم سخن تا ز داغ عشق
( ملک سخن تمام به زیر نگین ماست )
پیوسته روضه و غم و مرثیه های تو
مرهم به داغ این ( دل اندهگین ماست )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.