امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
دیده را ضبط نگه کار است و دل را ضبط آه
از برای یک نگه بر روی آن عابد فریب
میتوان رفتن به زیر بار یک عالم گناه
بسته چشم آن بت ز من اما کجا آن شوخ چشم
میتواند داشت خود را از نگه کردن نگاه
صبر کن ای دل که از لذت چشانیهای اوست
وعدههای دیر دیر و لطفهای گاه گاه
زان نگه قطع نظر به کز پی تقریب آن
بر رقیبان نیز یک یک بایدش کردن نگاه
داغ مجنون راز وصل آن نیم مرهم بس نبود
کاشکی یک بار دیگر ناقه گم میکرد راه
رو به صبر و طاقت و تمکین منازای محتشم
خیل غم چون بر نشیند یک سوار و صد سپاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بزم و لذتهای عشق و زیباییهای ظاهری میپردازد، و دل را به صبر دعوت میکند تا از چشیدن لذتهای عشق بهرهمند شود. او از دلنگرانیها و مشکلاتی که عشق به همراه میآورد، سخن میگوید و میگوید که برای یک نگاه از محبوب، انسان میتواند به هر گناهی نیز تن دهد. شاعر در عین حال، به دوری و وعدههای ناچیز از طرف معشوق اشاره میکند و حسرتی برای بار دیگر دیدن او دارد. در نهایت، غم و غصه را چون سپاهی میبیند که بر قلبش حملهور میشود و این حال او را به صبر و تحمل دعوت میکند.
هوش مصنوعی: امشب در مهمانی آن آدم پرهیزکار، باید مراقب باشید که چگونه به چشم خود نگاه کنید، زیرا کنترلی بر نگاهتان دارید و دلتان نیز باید بر آه و اندوهی که در آن وجود دارد، تسلط یابد.
هوش مصنوعی: تنها برای یک نگاه به آن عابد (مقدس) میتوان به زیر بار یک عالم گناه رفت، یعنی محبت و جذبه او به قدری قوی است که آدمی حاضر است به خاطرش گناههای زیادی را تحمل کند.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای آن معشوق (بت) به من بسته شده، اما او چگونه میتواند خود را از نگاه کردن به من دور کند؟
هوش مصنوعی: ای دل شکیبا باش، زیرا لذت نگاه کردن به او بر وعدههای دیرهنگام و مهربانیهای ناپیوستهاش میارزد.
هوش مصنوعی: به خاطر آن نگاه خاص که دلیل نزدیک شدن به اوست، باید به دشمنانش هم یکبهیک نگاه کرد و آنان را از نزدیک تحت نظر قرار داد.
هوش مصنوعی: درد و غم عشق مجنون (که به لیلی عشق میورزید) از دستیابی به وصال او هم به اندازهٔ نیمهرازی که یک مرهم میتواند تسکین بدهد، نیست. ای کاش یک بار دیگر مجنون میتوانست شترش را گم کند و از مسیر عشق دور شود.
هوش مصنوعی: به آرامش و شکیبایی و تسلط بر خود بپرداز، زیرا غمها مانند فوجی از جنگجویان هستند که بر دل انسان هجوم میآورند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه تیرست ای نموده تیره از روی تو ماه
می درین مه لعل روشن گردد ای مه می بخواه
وقت نعمتهاست لیکن نعمتی چون می مدان
جان بدین گفته که من گفتم گواه آید گواه
دل به می تازه ست تازه جان همی شادست شاد
[...]
صدهزاران سال میمون باد جشن مهرماه
بر شهنشاهی که دارد صدهزاران مهر وماه
بندگانش مهر و ماه اند وز فرخ طلعتش
روز ایشان هست فرختر ز جشن مهر ماه
یک تن است او از عدد وز نصرت و تایید هست
[...]
در سعادت همچنین آسوده بادی سال و ماه
از بزرگان و ز بزرگی مر ترا اقبال و جاه
هست دولت را اساس و هست ملت را پناه
حضرت خوارزمشاه و خدمت خوارزمشاه
خسرو عادل ، علاء دولت ، آن کز عدل اوست
هم خلایق را امان و هم شرایع را پناه
مسند خوارزمشاهی تا مسلم شود بدو
[...]
آنکه روی چرخ را زینت بانجم داد و ماه
داد ملک شرق را زینت بخیل شاه و شاه
شهریار شیردل خوارزمشاه آتسز که هست
در سر شمشیر او پیروزی دین الله
دولتی شاهی که بی کوشش سپهر از بهر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.