ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
چو ریگ از هم بپاشد کوه اگر باشد به جای من
به قدر عشق اگر در حشر یابد مرتبت عاشق
بود بر دوش مجنون در صف محشر لوای من
شود مجنون ز لیلی منفعل فرهاد از شیرین
چو با مهر تو سنجد داور محشر وفای من
شود دوزخ سراسر حرف من گر عشق خوبان را
گنه داند خدا وانگه به فعل آرد جزای من
اگر در وادی وصلش بنودی یک جهان درمان
مرا تنها جهانی درد کی دادی خدای من
ز بس کز عاشقی پا در کلم ممکن نمیدانم
که بیرون آید از گل روز محشر نیز پای من
زهر چشمی شود صد چشمه خون محتشم جاری
چو افتد در میان روز قیامت ماجرای من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق عشق و احساسات عاشقانه است. شاعر از سختیهای عشق و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و اینکه چگونه عشق او را تحتفشار قرار داده است. او به مقایسه عشق خود با کوه و ریگ میپردازد و نشان میدهد که عشق میتواند به اندازهای بزرگ و سنگین باشد که نتوان آن را تحمل کرد. همچنین به وضعیت عاشقانی همچون مجنون و فرهاد اشاره میکند که از عشق محبوبشان دچار حالتی از جنون و درد میشوند. شاعر به محشر و روز قیامت اشاره میکند و میگوید که اگر عشق او در روز قیامت مورد قضاوت قرار گیرد، میتواند به عذاب ابدی او منجر شود. در نهایت، او از خدای خود میخواهد که اگر در وادی وصل محبوب باشد، به او آرامش دهد و از دردهایش بکاهد، چون درد و رنج عشق برایش بسیار سنگین است.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت محبت تو، من دچار بحران روحی شدهام. اگر هم کوهی بر سر راه من باشد، نمیتواند مانع تلاطم و پریشانی من شود.
هوش مصنوعی: بسته به میزان عشق، اگر در روز قیامت مقام و جایگاه عاشق فراهم شود، من نیز همچون مجنون، پرچم عشق خود را در صف قیامت برافراشته خواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به عشق لیلی دیوانه میشود و فرهاد از شیرین دلباخته میگردد، من هم با توجه به محبتی که به تو دارم، در برابر عشق تو صداقت و وفای بیشتری را نشان میدهم.
هوش مصنوعی: اگر خداوند عشق نیکان را گناه بشمارد، آنگاه تمام حرفهای من دوزخ میشود و جزای من را به عمل درآورد.
هوش مصنوعی: اگر در کنار معشوق قرار میگرفتم، همه درد و رنجهای من از بین میرفت، اما اکنون فقط با یک دنیا درد و رنج زندگی میکنم. خدایا، چرا اینقدر درد به من عطا کردهای؟
هوش مصنوعی: از شدت عشق و دلبستگی، احساس میکنم که حتی در روز قیامت هم نمیتوانم از این حالت رهایی یابم و از عشق جدا شوم.
هوش مصنوعی: اگر کسی با زهر چشمی به من نگاه کند، از چشمانم خون خواهد ریخت. وقتی روز قیامت فرا برسد، داستان من آغاز خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان
شود جان خصم جان من کند این دل سزای من
سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او
[...]
گهی لطفست و گاهی قهر کار دلربای من
ولی لطف از برای دیگران، قهر از برای من
بخوبان تا وفا کردم جفا دیدم، بحمدالله
که تقریب جفای خوبرویان شد وفای من
دعای خویش را شایسته احسان نمیدانم
[...]
اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
بگو بیمار عشق من شود یارب فدای من
اگر عمرم نمانده است ای پسر بادا بقای تو
دگر مانده است بر عمر تو افزاید خدای من
به یاران این وصیت میکنم کز تیغ جور تو
[...]
به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
قفس پر گل شود از بلبل رنگین نوای من
گران خیزند همراهان بی پروای من، ورنه
ره خوابیده را بیدار می سازد درای من
نیم بی مایه تا بر سود باشد از سفر چشمم
[...]
کشد گر هر دمم صدبار افزون کن خدای من
بمن جور و جفای او باو مهر و وفای من
براه عشق گوید پیرو من از قفای من
که سرگردانتر است از من درین ره رهنمای من
ببزمت غیر و من در کنج غم یگره چه خواهد شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.