ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارم
به دوستی تو با کائنات کین دارم
زمانه دامن آخر زمان گرفت و هنوز
من از تو دست تظلم در آستین دارم
تو اجتناب ز غیر از نگاه من داری
من اضطراب به بزم از برای این دارم
تو واقف خود و من واقف نگاه رقیب
تو پاس خرمن و من پاس خوشهچین دارم
چنان به عشق تو مستغرقم که همچو توئی
ستاده پیش من و چشم بر زمین دارم
به دور گردی من از غرور میخندد
حریف سخت کمانی که در کمین دارم
هزار تیر نگاهم زد و گذشت اما
هنوز چاشنی تیر اولین دارم
به پیش صورت او ضبط آه خود کردن
گمان به حوصله صورت آفرین دارم
بس است این صله نظم محتشم که رسید
به خاطر تو که من بندهای چنین دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق عمیق خود به معشوق صحبت میکند و ابراز میکند که به این عشق با دیگران نیز علاقهمند است. او به تضاد بین عشق و زمانه اشاره میکند و نشان میدهد که با وجود مشکلات، همچنان به معشوقش امید دارد. شاعرانگی او در توصیف احساسات و نگاههای پرشور به معشوق مشهود است و او از دردهای درونی و آتشی که در دل دارد سخن میگوید. در پایان، او تأکید میکند که عشقش به معشوق باعث شده تا خود را در موقعیت بندگی احساس کند.
هوش مصنوعی: به خاطر علاقهای که به تو دارم و ارتباطی که با دیگران برقرار کردهام، مطمئن هستم که دوستی تو با همه موجودات را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: زمانه با تمام مشکلات و دشواریهای خود به اوج خود رسیده، اما من هنوز در جستجوی کمک و رفع ظلم از تو هستم.
هوش مصنوعی: تو از دیدن دیگران پرهیز میکنی، و من به خاطر این که تو را میبینم، در حال دلواپسی و نگرانی هستم.
هوش مصنوعی: تو به خوبی از وضعیت خودت آگاهی داری و من هم از نظر رقیب تو خبر دارم. تو از خرمن خود مراقبت میکنی و من نیز مسئولیت خوشهچین را بر عهده دارم.
هوش مصنوعی: من آنقدر در عشق تو غرق شدهام که تو در برابر من ایستادهای و من چشمانم را به زمین دوختهام.
هوش مصنوعی: دوست من از روی تکبر بر من میخندد، در حالی که من با دقت و محتاطی از سختیهای و چالشهایی که در انتظارم هستند، محافظت میکنم.
هوش مصنوعی: نگاه معنادار من، مانند هزار تیر، به سوی دیگران پرتاب شد و آنها از کنارم گذشتند. اما هنوز تأثیر و اثر آن نگاه اول در وجودم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من ناخواسته گرفتار زیبایی چهرهاش میشوم و در این وضعیت به خودم امید دارم که آفریننده صورتها، حوصله و صبر مرا درک کند.
هوش مصنوعی: این بخش از شعر نشان میدهد که شاعر به قدری تحت تاثیر فردی خاص قرار گرفته است که تمام تلاشش را برای ارتباط و نزدیکی به او میکند. او به زیبایی و اهمیت این پیوند اشاره میکند و میگوید که از آنچه که دارد، به خاطر این شخص احساس خوشحالی و افتخار میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر چه از تو دل خسته و غمین دارم
بدین خوشم که بتی چون تو نازنین دارم
برای آن که کشم پیش چشم بیمارت
متاع عافیت اینک در آستین دارم
به بند زلف تو زنجیر جان خود سازم
[...]
اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
وگر سرم سر تسلیم بر زمین دارم
نعیم جنت و عیش جهان کمست بهم
من از توهم آن دارم و هم این دارم
گرم فرشته چو آدم کند سجود رواست
[...]
دلی و طاقت سد آه آتشین دارم
همین منم که دل و طاقت چنین دارم
نعوذباله اگر بگذری به جانب غیر
تو میخرامی و من رشک بر زمین دارم
به راندن از تو شکایت کنم خدا مکناد
[...]
همیشه گریه تلخی در آستین دارم
به نرخ زهر فروشم گر انگبین دارم
به باد و برقم از احوال خویش در گفتار
که ابر در گذر و تخم در زمین دارم
کسی که خانه به همسایگی من گیرد
[...]
چو خامه معنی نازک در آستین دارم
چرا ز سرزنش تیغ دل غمین دارم
چو آفتاب مرا چرخ خاکمال دهد
به جرم این که سخنهای آتشین دارم
به فکر معنی نازک شدم چو مو باریک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.