ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
رشحهای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل
گر به جای آتش نمرود بودی یک شرار
ز آتش هجران خلل میکرد در کار خلیل
آب رود نیل را از دست ناید رفع آن
عشق یوسف بر زلیخا چون کشید انگشت نیل
کام بخشی عالمی را لیک غیر از عاشقان
حاتم وقتی ولی نسبت به خیل خود بخیل
ای به قتل عاشقان خوشوقت چونوقتست آن
کافتد اندر دشت محشر چشم قاتل بر قتیل
محتشم پرواز مرغ قدرت او گرد او
نیست ممکن گر برو بندند بال جبرئیل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و هجران پرداخته و با استفاده از تصاویر نمادین و تاریخی، عمق احساسات عاشقانه و تاثیر هجران را توصیف میکند. اشاره به شخصیتهای تاریخی مانند خضر و نمرود و مقایسه عشق زلیخا به یوسف با آب نیل، نشاندهنده تواجد ابدی عشق در زندگی انسانهاست. همچنین شاعر به زندگی و مرگ عاشقان و تاثیرات آنها بر یکدیگر اشاره میکند و در نهایت به قدرت و عظمت عشق اشاره میکند که فراتر از هر محدودیتی است.
هوش مصنوعی: ای زبان تو تحت نظر خضر است؛ یک قطره از سرچشمهی سلسبیل بر کسانی که در عذاب دوری از معشوق هستند، بریز.
هوش مصنوعی: اگر به جای آتش نمرود، یک شعله از آتش جدایی وجود داشت، آن شعله میتوانست در کار ابراهیم تأثیر منفی بگذارد.
هوش مصنوعی: آب رود نیل نمیتواند عشق یوسف را از زلیخا بزداید، همانگونه که زلیخا با اشارهی انگشت به نیل عشقش را بروز داد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا صحبت از این است که کسی که دنیای وسیعی را از نعمتها و لذتها پر کرده، اما نسبت به عاشقان و افرادی که واقعاً به او نیاز دارند، بسیار خسیس و سختگیر است. به نوعی، او برای دیگران از خوبیها و بخششها دریغ میکند، در حالی که در نگاه عموم فردی بخشنده است.
هوش مصنوعی: ای علتی برای خوشحالی عاشقان، چه زمانی خواهد بود که در دشت محشر، چشمان قاتل بر جسد کشته نگاه بیندازد؟
هوش مصنوعی: مرغی که در قدرت او پرواز میکند، نمیتواند به راحتی دور او بچرخد؛ حتی اگر بال جبرییل را هم به او ببندند، باز هم نخواهد توانست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگذرانیدی سپاه از رود هایی کز قیاس
ژرف دریا باشد اندر جنب آن هر یک قلیل
بس شگفتی نیست گر بر ژرف دریا بگذرد
لشکری کو را بود محمود دریا دل دلیل
باز گشتی شادمان و بر ستوران سپاه
[...]
تا عدیل دوست گشتم با طرب گشتم عدیل
بر جهان و جان بدیل آرم بدو نازم بدیل
گرچه باشم دور از او عشقش بمن باشد رفیق
گرچه باشم فرد از او مهرش بمن باشد عدیل
مهر آن مه بر دل من چون نشان آبله است
[...]
لوح انعام تو خواند هر چه در عالم نبیل
داغ احسان تو دارد هر که در گیتی اصیل
فهمهای زیر کان کندست با تو گاه علم
گفتهای قایلان سستست بی تو گاه قیل
رخ که گرد سم اسبت یافت گردد مقتدا
[...]
ای یگانه مهتر فرزانه راد بی مثیل
ای کف راد تو ارزاق خلایق را کفیل
در هنرمندی و رادی بی عدیل و بی بدیل
صاحب صمصام را هستی بهم نامی عدیل
افتخار آرد بتو دین جهاندار جلیل
[...]
خاک ملت را مسیحی آب دین را جبرئیل
باد دنیا را سلیمان، آتش جان را خلیل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.