بر در دل میزنند نوبت سلطان عشق
ما و جنون میدهیم وعده به میدان عشق
رایت شاه جنون جلوه نما شد ز دور
چاک به دامن رساند گرد بیابان عشق
آن که ز لعلت فکند شور به دریای حسن
کشتی ما را نخست داد به طوفان عشق
بر سر جرم منند عفو و جزا در تلاش
تا بچه فرمان دهد حاکم دیوان عشق
عشق ز فرمان حسن داد به دست توام
وه چه شدی گر بدی حسن به فرمان عشق
زلف تو را آن که کرد سلسلهٔ پیوند حسن
ساخت جنون مرا سلسلهٔ جنبان عشق
کرد چو حسنت برون سر به گریبان دهر
عابد و زاهد زدند دست به دامان عشق
گرد وی از بس حذر مور ندارد گذر
این دل ویران که هست ملک سلیمان عشق
ماه رخ آن صنم مه چه رایان حسن
داغ دل محتشم شمسه ایوان عشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و جنون ناشی از آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان سلطان و نیرویی قوی یاد میکند که دلها را به میدان میکشاند. او به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که عشق مانند طوفانی است که زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد. در این شعر، هوس و شور عشق منجر به حالت جنون میشود و شاعر به عذابی که از عشق میکشد، اشاره میکند. در نهایت، او عشق را نیرویی میداند که همه چیز را تحت سلطه خود در میآورد و اشعار پراحساسش را در وصف دلتنگی و شوق به معشوقه میسراید.
هوش مصنوعی: در دروازه دل ما، عشقِ ما و دیوانگیمان را به نمایش میگذارند و به عشق وعده میدهیم که در میدانش حاضر شویم.
هوش مصنوعی: اوج زیبایی و جنون مانند پرچمی در دوردست خودنمایی کرد و غبار عشق را به دامن بیابان رساند.
هوش مصنوعی: آن که با زیبایی و جذابیت خود، به دل ما شور و شوق میدهد، نخستین بار کشتی عشق ما را در طوفانی که به راه افتاده، به دریا فرستاد.
هوش مصنوعی: عفو و پاداش مانند قاضی بر سر گناه من در حال بررسی هستند تا ببیند حاکم عشق چه دستوری میدهد.
هوش مصنوعی: عشق به وسیله زیبایی تو به من هدیه داده شده است، اما اگر زیباییات بر اساس عشق نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
هوش مصنوعی: کسی که زلف تو را به هم بافته، زیبایی را خلق کرده و این کار باعث شده که دیوانگی من به عشق شوق بیشتری ببخشد.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو درخشید، دهر (زمان) عابدان و زاهدان را به خود مشغول کرد و آنها به دامن عشق دست یافتند.
هوش مصنوعی: این دل ویران به قدری در عشق غرق شده که حتی از خطرات و موانع نمیترسد و به عشق سلیمان میبالد.
هوش مصنوعی: ماه رخ آن معشوقی که زیباییاش را پنهان کرده، دلهای پرغصه را در آتش عشق میسوزاند و مانند خورشید در ایوان عشق میدرخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
بار دگر تاختیم بر سر میدان عشق
ملک جهان کرده ایم وقف سر کوی یار
گوی دل افکنده ایم در خم چوگان عشق
از سر مستی کشیم گرده رهبان دیر
[...]
ای سر عقل از خطت بر خط فرمان عشق
گوی دل از طره ات در خم چوگان عشق
منشی هجران نوشت بهر هلاکم نشان
مهر زد از داغ دل صاحب دیوان عشق
رفت به هر وادیی از مژه ام سیل خون
[...]
صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
شور دو عالم بود گرد نمکدان عشق
کورسوادان عقل محو کتابند و لوح
سینه روشن بود لوح دبستان عشق
هر سو مو بر تنش شمع تجلی شود
[...]
باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
باز دمید از چمن، غنچه خندان عشق
جلوه گر آمد ز دور آتش مهر ظهور
منصعق آمد ز طور موسی عمران عشق
نفحه باد صبا زد بچمن مرحبا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.