رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
عجب شمعی که از بالا به پایان میرود دودش
دمی در بزم و صد ره میکشد از بیم و امیدم
عتاب عشوه آمیز و خطاب خنده آلودش
میان آب و آتش داردم دیوانه وش طفلی
که در یک لحظه صد ره میشوم مقبول و مردودش
چو گنجشگیست مرغ دل به دست طفل بیباکی
که پیش من عزیزش دارد اما میکشد زودش
من زا لعبت پرستیها دل بازیخوری دارم
که دارد کودکی با صد هزار آزار خشنودش
بسی در تابم از مردم نوازیهای او با آن
که میدانم به جز بیتابی من نیست مقصودش
طبیب محتشم در عشق پرکاریست کز قدرت
به الماس جفا خوش میکند داغ نمک سودش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات پیچیده و عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر به شمعی تشبیه میکند که دود آن زیبایی و دلربایی خاصی دارد، اما به طور همزمان به پایان خود نزدیک میشود. او در بزم عشق بین امید و بیم معلق است و عاطفههای عتابآمیز و خندهآلود معشوقش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
شاعر خود را به مانند یک کودک دیوانه توصیف میکند که در مواجهه با معشوق خود، گاهی مقبول و گاهی مردود است. دلش به دست معشوقی بیباک است که با وجود اینکه او را عزیز میدارد، به سادگی میتواند دلش را بشکند. شاعر نیز از طبع بازیگوش معشوقش رنج میکشد، زیرا میداند که هدف تنها آزار دادن اوست.
در نهایت، شاعر به عشق و دردهای ناشی از آن اشاره میکند و به نوعی از درد و زخمهای عشقی به عنوان بخشی از رابطه عاشقانهاش سخن میگوید. این شعر بر تنشها و تناقضات عشق تأکید دارد و نشان دهنده احساسات عمیق و متناقض شاعر نسبت به معشوقش است.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای او مانند شمعی است که دودی که از آن بلند میشود، طعمی خاص و خوشبو دارد. عجب اینجاست که این شمع به تدریج از بالا به سمت پایین میسوزد و دودش در فضا پخش میشود.
هوش مصنوعی: لحظهای در محفل نشستهام و بارها به خاطر نگرانی و امیدهایم دچار تردید میشوم. نگاه سرشار از تمسخر و کلامش که با چاشنی خنده همراه است، مرا به چالش میکشد.
هوش مصنوعی: در میان دو عنصر متضاد، آب و آتش، حالتی دارم که به خاطر عاشقانههای ناپایدارم، احساس میکنم مانند یک کودک هستم. این کودک میتواند در یک چشم به هم زدن مورد تأیید یا رد قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: دل انسان مانند گنجشکی است که در دستان کودکی بیباک قرار دارد. این کودک هرچند دلش به آن گنجشک وابسته است، اما به راحتی آن را میکشد و از بین میبرد.
هوش مصنوعی: من از دلباختگی به بازیهای کودکانه احساس میکنم که درونم همچون کودکی است که با وجود صدها درد و رنج، باز هم خوشحال و راضی به زندگیاش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: من از محبتها و مهربانیهای او به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام، هرچند میدانم که هدف او فقط ایجاد بیتابی در من است.
هوش مصنوعی: در عشق، طبیب با مهارت و سختکوشی کار میکند، بهطوریکه با تواناییاش میتواند از زیباییهای سختی و آسیب، به خوبی استفاده کند و به آن ارزش و زیبایی ببخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
به امیدی که وصل آبی بر آتش میزند زودش
چو نتوان پیش مردم، خوارتر شد زین که من هستم
نمیدانم دگر از خواری من چیست مقصودش
ازو رنجیده غیر و میکند اظهار خشنودی
[...]
حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش
متاع روی در نقصان چه سامان آید از سودش
سرم شوریدگی دارد ندانم چیست سودایش
دلم آوارگی جوید ندانم چیست مقصودش
ز اظهار محبت در زبان خلق افتادم
[...]
نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
مگر چشمی دهم درموسم خط آب ازدودش
اجابتهاست درطالع دعای دامن شب را
یکی صد شد امید من زخط عنبر آلودش
دل سنگش کجا برتشنه دیدار می سوزد؟
[...]
ز مستی گر رسد دستم به لبهای نمک سودش
شود یاقوت دست افشار لعل خندهآلودش
مروت نیست با طبعم گهی از ناز میگوید
چه میکردم اگر انصاف هم یارب نمیبودش
نگاه گرمی امشب آتشی افروخت در دلها
[...]
دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
تبسم همچو زخم صبح میسازد نمکسودش
توان از حیرتم جام دو عالم نشئه پیمودن
نگاهی سودهام امشب به لبهای میآلودش
ز موج خط وقار شعلهٔ حسنش تماشا کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.