ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید
هزار تیغ ز مژگان بر آفتاب کشید
نه اشک بود که چشمش به قتلم از مژه راند
که ریخت خون من و تیغ خود به آب کشید
ز غم هلاک شدم در رکاب بوسی او
که پا ز دست من از حلقهٔ رکاب کشید
خدنگ فتنه ز دل میفتاد کج دو سه روز
به چشم بد دگر این تیر را که تاب کشید
نمود دوش به من رخ ولی دمی که مرا
حواس رخت به خلوت سرای خواب کشید
دمی که ماند فلک عاجز چشیدن آن
به قدرت عجبی عاشق خراب کشید
دلم به بزم تو با غیر بود عذرش خواه
که گرچه داشت بهشتی بسی عذاب کشید
هلاک ساز مرا پیش از آن که شهره شوی
که کارم از تو به زاری و اضطراب کشید
به وصف ساده رخان محتشم کتابی ساخت
ولی چو دید خطت خط بر آن کتاب کشید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر پس از بیداری از خواب، به زیبایی و دلربایی معشوقش اشاره میکند که چهرهاش را نمایان کرده و با حرکات پلکها، احساس عمیقی را در دل شاعر ایجاد میکند. او در حسرت عشق به سر میبرد و غم و درد ناشی از آن را به تصویر میکشد، بهگونهای که این عشق جانش را در رکاب بوسه او میگیرد. شاعر از تیرگیها و فتنههای دل میگوید که او را به ورطهی عشق کشانده و معتقد است که خوشی لحظهای از دیدار معشوق، او را به شگفتی و حیرت میبرد. در پایان، او از عشق و زیباییهای معشوقش مینویسد و احساس میکند که چهره معشوقش ارزش نوشتن شباهت به کتابی را دارد، اما با دیدن خط او، کتاب عوض میشود و حالتی غمانگیز مییابد.
هوش مصنوعی: از خواب با چشمانش پرده برداشت و نقاب از چهرهاش کنار زد، هزاران تیغ (زخمی) به وسیله مژههایش بر نور خورشید افکند.
هوش مصنوعی: چشمان او به جای اشک، بهطور غیرقابل تحملی خون مرا ریخت و من را به قتل رساند، و او خون مرا با تیغ خود به آب شست.
هوش مصنوعی: به خاطر غم ناشی از عشق او و در اثر بوسیدنش، چنان بیتاب و ناراحت شدم که پای من از حلقهٔ رکاب (زین اسب) جدا شد.
هوش مصنوعی: به خاطر فتنهای که به دلم افتاده بود، تیر عشق یا زیبایی او دو یا سه روز به چشم بدی که در آن دیدهام، درد میکشید و عذاب میداد.
هوش مصنوعی: دیشب، چهرهٔ زیبای تو به من نمایان شد، اما در همان لحظه که حواسم به تو مشغول شد، خواب به سراغم آمد و مرا به درون خوابگاه خود برد.
هوش مصنوعی: در میان لحظهای که فلک (آسمان) از چشیدن آن (رخ معشوق) ناتوان بود، عشق با نیروی شگفتانگیز خود، عاشق را ویران و غمگین کرد.
هوش مصنوعی: دل من در شادی و جشن تو با کسی دیگر بود. از او عذرخواهی کن، چون هرچند در این بزم آسمانی بسیار لذت برده، در عین حال عذاب زیادی هم متحمل شده است.
هوش مصنوعی: قبل از این که نامت مشهور شود، مرا هلاک کن، زیرا حال من به خاطر تو به زاری و اضطراب کشیده است.
هوش مصنوعی: محتشم کاشانی به زیبایی صورتهای دلربا و دلانگیز زنان اشاره میکند و میگوید که او دربارهٔ زیبایی آنها شعری نوشته است، اما وقتی زیبایی تو را (خط تو) دید، حتی آن شعر هم نتوانست به پای زیبایی تو برسد و خط تو بر آن شعر کشیده شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید
خطت ز سنبل تر بر سمن نقاب کشید
مصور ازل ابروی دلگشای تو خواست
ز مشک ناب هلالی بر آفتاب کشید
سگ تو خواست برای قلاده عقد گهر
[...]
ز سبزه گلرخ من بر سمن نقاب کشید
ز مشک ناب عجایب خطی بر آ ب کشید
خط تو تیغ به رخسار آفتاب کشید
هزار حلقه به گوشش ز پیچ وتاب کشید
ز خط چگونه کنم ترک آن لب میگون
که می توان عرق از درد این شراب کشید
ز خط حضور دل داغ دیده می داند
[...]
فقیه شهر که سجاده ها برآب کشید
شکست توبه و با صوفیان شراب کشید
نوید باد شما را به باده خوردن فاش
که محتسب به جماعت شراب ناب کشید
سرود مژده ی رحمت وصول می همه را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.