آن مه که صورتش ز مقابل نمیرود
از دیده گرچه میرود از دل نمیرود
زور کمند جذبه من بین که ناقهاش
بسیار دست و پا زد و محمل نمیرود
حاضر کنید توسن او کز سرشک من
ره پر گلست و ناقه درین گل نمیرود
طور من آن یگانه نمیآورد به یاد
تا با رفیق تو دو سه منزل نمیرود
مجنون صفت رمیده ز شهرم دل آنچنان
کش میکشند اگر به سلاسل نمیرود
تیغ اجل سزاست تن کاهل مرا
کاندر قفای آن بت قاتل نمیرود
در بحر عشق محتشم از جان طمع ببر
کاین زورق شکسته به ساحل نمیرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جدایی و دوری معشوق میگوید. او به زیبایی و جذبهی معشوق اشاره میکند که با وجود فاصلهاش از نظر، هرگز از دل او نمیرود. شاعر در تلاش است تا عشق و احوالات خود را در این مسیر پر از چالش توصیف کند و احساس میکند که به شدت تحت تأثیر جذبه معشوق است. او به محدودیتها و دردهای ناشی از این عشق اشاره میکند و از زندگی پر از رنج خود مینالد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در دریای عشق، دیگر امیدی به دستیابی به محبوب ندارد.
هوش مصنوعی: آن بانوی زیبا که هرگز از نظر پنهان نمیشود، هرچند که از چشمها دور باشد، اما از دل هرگز فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: به قدرت و کشش خاصی که من دارم نگاهی بیانداز که حتی اگر شترم در تلاش برای فرار باشد، باز هم قادر به حرکت نیست.
هوش مصنوعی: گوش کنید که چطور اسب شاهانه او با اشک من در مسیر گلها حرکت میکند، اما این مادیان در این گلها نمیتواند مسیرش را ادامه دهد.
هوش مصنوعی: من، مانند آن یگانه و بینظیر، نمیتوانم به یاد کسی بیفتم؛ تا زمانی که با رفیق تو دو یا سه منزل سفر نرفته باشم.
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عشقش از شهر بیرون رفته است و دلش به شدت کشیده میشود، بهگونهای که اگر او را در زنجیر هم کنند، باز هم این کشش از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: مرگ برای بدن تنبل من شایسته است، زیرا دنبالهروی آن معشوق کشتارگر نمیرود.
هوش مصنوعی: در پهنه عشق، از جان خود توقعی نداشته باش، زیرا این قایق نیمهجان به ساحل نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتی و خط و خال تو از دل نمی رود
این نقش دلنشین ز مقابل نمی رود
گرد کدورت از دل بیرحم گلرخان
بی بال وپر فشانی بسمل نمی رود
یک سو گذار شرم که بی روی گرم شمع
[...]
بیرون خیالت از دل غافل نمیرود
ور میرود به سوی تو بی دل نمیرود
هرگز مرا هوای سر کویت ای نگار
از سر برون ز دوری منزل نمیرود
بحری است عشق او که ز باد مخالفش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.