به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
هر قدم منزل صد قافله جان خواهد شد
بر زمین رخش قمر نعل چو خواهد راندن
همهٔ گلهای زمین آینهدان خواهد شد
هر کجا توسن آهو تک خود خواهد تاخت
باز تا خطه چین مشگ فشان خواهد شد
خیمه از شهر چو بر دشت زند ابر مثال
افتاب از نظر خلق نهان خواهد شد
آن شکر لب به دیاری که گذر خواهد کرد
قند ارزان چو نمک صبر گران خواهد شد
عشق را طبع زلیخاست که آن یوسف عهد
هر کجا جلوه کند باز جوان خواهد شد
همچو تیر از نظر آن سرو چو خواهد رفتن
قامت محتشم از غصه کمان خواهد شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف سفری است که به زیبایی و عشق میپردازد. شاعر به تصویرسازی از حرکات و جلوههای زیبای طبیعت و عشق میپردازد. هر قدم در این سفر، به منزلی پر از احساسات و شادی میانجامد و تأثیرات زیادی بر روی زمین و مردم وجود خواهد داشت. زیباییهایی چون قمر و گلها در این مسیر به چشم میآید و عشق به تصویر یوسف و زلیخا اشاره دارد که هر کجا که جلوهگر شود، جوانی و زندگی را به ارمغان میآورد. در نهایت، شاعر به کمان و قامت محتشم اشاره میکند که نشانهای از غم و درد را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: در مسیری که روح آزاد به سفر میپردازد، هر قدمی که برداشته میشود به اندازه صد قافله زندگی ارزشمند است.
هوش مصنوعی: وقتی قمر بر روی زمین نعل خواهد زد، تمام گلهای زمین تبدیل به آینهای میشوند که زیبایی و جلوهاش را نمایش میدهند.
هوش مصنوعی: هر جا که آهو به تنهایی بخواهد بدود، به زودی زمینهای چین پر از مشگ و خوشبو خواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی ابر بر دشت سایه بیفکند، مانند این است که خورشید از دید مردم پنهان میشود.
هوش مصنوعی: در سرزمینی که زیبایی و جذابیت وجود دارد، خوشیها و لذتها به آسانی و با قیمتی کم در دسترس خواهند بود، اما صبر و بردباری، اگر در شرایط دشوار باشد، به دشواری و بها نیاز خواهد داشت.
هوش مصنوعی: عشق ذات زلیخا را دارد، زیرا هر جا که یوسف (معشوق) ظاهر شود، دوباره جوان و سرزنده خواهد شد.
هوش مصنوعی: چنانچه آن سرو زیبا بخواهد برود، قامت زیبای او از غصه همچون کمان خم خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین جوان بخت جهان باز جوان خواهد شد
هر چه در خاطر من گشت همان خواهد شد
آز در سیری او رو به یقین خواهد گشت
گنج درهستی او رو به گمان خواهد شد
شاخ در باغ معالیش ثمر خواهد داد
[...]
دلبرم عزم سفر کرد و روان خواهد شد
در دلم آنچه همیگشت چنان خواهد شد
او چو آب است و من سوخته با دیده تر
خشک لب ماندم و آن آب روان خواهد شد
بود بیگانه ز من چون بر من نامده بود
[...]
هر که بر ابروی و چشمت نگران خواهد شد
عاقبت کشتهٔ آن تیر و کمان خواهد شد
اگر آن روی دلارای نخواهی پوشید
فتنهٔ عالم و آشوب جهان خواهد شد
حلقهای گر ز سر زلف سیه بگشائی
[...]
نفسِ بادِ صبا مُشکفشان خواهد شد
عالَمِ پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جامِ عقیقی به سمن خواهد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تَطاول که کشید از غمِ هجران بلبل
[...]
عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
به سراپردهٔ میخانه روان خواهد شد
گر بگویند که فرما و بیا مستانه
زند انگشت خوشی رقص کنان خواهد شد
آفتابی است که از مشرق جان می تابد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.