بس که پیشت عاشق از جام حجاب از دست رفت
هرچه پرسیدی، به هنگام جواب از دست رفت
ای خوش آن شبها درین اندیشه، کش بینم به خواب
در دلم میگشت، تا هنگام خواب از دست رفت
دل چنان پا مال شد از دستبرد قهر یار
کان ز پا افتاده، از نام عتاب از دست رفت
دوش ازو مّی خواستم، برتافت رو پیش رقیب
آبروی من به یک جام شراب از دست رفت
وقت پیری از ره میخانه میلی پا بکش
گوشهای بنشین، که ایّام شباب از دست رفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از فقدان عشق و زیباییهای گذشته سخن میگوید و احساس ناامیدی ناشی از فراق محبوب را به تصویر میکشد. او یادآور شبهای خوشی است که در خوابها میگذرانده، اما اکنون همهی آن لذتها از بین رفته است. قهر و عتاب یار دل او را رنجانده و آبرویش به خاطر کنشهایش از بین رفته است. شاعر به زمان پیری اشاره کرده و از شنیدن و تجربهی زندگی در میخانه به عنوان فرصتی برای آرامش و تفکر در مورد گذر ایام جوانی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به خاطر علاقهمندی زیاد به تو، بسیاری از عاشقان از دوری تو از دست رفتهاند و هر سوالی که از تو پرسیده شد، در هنگام پاسخگویی، باز هم از بین رفت.
هوش مصنوعی: چه شبهای خوبی که در فکر و خیال گذشت، وقتی که خواب میدیدم و دلتنگ بودم، اما این لحظات زیبا تا زمان خواب از دست رفت.
هوش مصنوعی: دل به قدری از خشم معشوق آسیب دیده و له شده که دیگر لطافت و زندگیاش را از دست داده و مانند کسی شده که نتوانسته برپا بایستد.
هوش مصنوعی: شب گذشته از او خواستم که به من شرابی بدهد، اما او با انکارش باعث شد که آبرویم در حضور رقیب به سادگی در یک لیوان شراب برود.
هوش مصنوعی: در سن پیری، از داشتن تمایل به میخانه دست بکش و در گوشهای آرام بنشین، چون دوران جوانی دیگر از دست رفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.