هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
کز من به رقیبان گله آغاز نکردی
از بیخودی دوش من امروز به خشمی؟
یا منفعلم دیدی وآواز نکردی
دریافتم از رفتن قاصد، طلب غیر
هرچند مرا محرم این راز نکردی
داری سر صلحم که چو پیدا شدم از دور
با غیر به رغمم سخن آغاز نکردی
آمد به سخن آهوی چشم تو به مردم
با سحر چنین، دعوی اعجاز نکردی
کی بود که تاراج شکیبایی میلی
از یک نگه خانه برانداز نکردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش گلایه میکند که هرگز نگاهی محبتآمیز به او نکرده و حتی به رقبایش اجازه داده با او صحبت کنند. او به احساسات درونی خود اشاره میکند و میگوید که از بیخودی و خشم به سر میبرد، در حالی که معشوقش از احساسات او بیخبر است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه از رفتن پیامآور عشقش آگاه شده، اما معشوق هیچ راز و احساسی را با او در میان نگذاشته است. در نهایت، او به یادآوری میپردازد که چطور یک نگاه معشوق میتواند همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد و بر شکیبایی او اثر بگذارد.
هوش مصنوعی: هرگز به من نگاه نازانی انداختی که من از این بابت به رقیبان شکایت نکردم.
هوش مصنوعی: دیشب در حالت بیخودی و بیتابی بودم و حالا متوجه شدم که آیا تو هم از این حالتم خشمگین شدی؟ یا اینکه کارهای من را دیدی و واکنشی نشان نداشتی؟
هوش مصنوعی: از رفتن پیامآور فهمیدم که درخواستهای غیر از این را درک نکردی، هرچند که من به این راز نزدیک شدهام.
هوش مصنوعی: تو تمرین دیدهای که وقتی از دور نمایان شدم، با هیچکس دیگر به سخن نپرداختی و تنها به من توجه کردی.
هوش مصنوعی: در اینجا، زیبایی و جذابیت چشمان تو به سخن در آمده است. این چشمها با سحر و جاذبه خاصی که دارند، نیازی به هیچ ادعایی برای معجزه ندارند.
هوش مصنوعی: کی بود که از نگاه یک پرچمدار، شکیباییاش را از دست داد و به تصرف و غارت نپرداخت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.