ترا به کام رقیبان شنوده آمدهام
سر هزار شکایت گشوده آمدهام
دگر ز کف ندهم دامن وصال ترا
که خویش را به فراق آزموده آمدهام
ازان ستیزهگریها که دیدم و رفتم
کنون ز شوق تغافل نموده آمدهام
ز هجر و وصل فزاید زمان زمان غم دل
به جان ز دست دل غم فزوده آمدهام
به جرم هجر ضروری، کم التفات مباش
که عذرخواه گناه نبوده آمدهام
منم که در سر میدان عشق چون میلی
ز خصم، گوی محبت ربوده آمدهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق و فراق است. شاعر به معشوق خود میگوید که با دل پر از شکایت و غم به او مراجعه کرده و دیگر نمیخواهد که از وصالش دست بکشد. او از تجربیات تلخ گذشتهی خود در عشق صحبت میکند و به نوعی اعلام میکند که هرچند غم و فراق را تجربه کرده، همچنان مشتاق و شاداب به دیدار معشوق آمده است. همچنین از معشوق میخواهد که از غفلت کردن نترسد، چرا که او به دلایل عشق و دلتنگی به سراغش آمده است. در نهایت، شاعر بیان میکند که در میدان عشق، تنها و آسیبدیده است و به دلایل عشق نزد معشوق آمده است.
هوش مصنوعی: من برای تو آمدهام تا به رقیبان تو رسیدگی کنم و با هزار درد و شکایت خود را به تو معرفی کنم.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم دامن وصال تو را رها کنم، زیرا خود را در پیمودن فراق آزمودهام.
هوش مصنوعی: به خاطر چالشها و درگیریهایی که در گذشته تجربه کردم، حالا با شوق و بیتوجهی به آنها، به اینجا آمدهام.
هوش مصنوعی: با دوری و نزدیکی، زمان غم دل بیشتر میشود و من از طرف دل، به دلیل این غم، به اینجا آمدهام.
هوش مصنوعی: به خاطر گناه جدایی، بیتوجهی نکن، زیرا من به عنوان عذرخواهی برای خطای خود اینجا آمدهام.
هوش مصنوعی: من در میدان عشق مانند یک انسان آماده و جنگجو، با اراده و شجاعت، با عشق و محبت وارد شدهام و برای به دست آوردن آنچه دوست دارم، هرگونه چالش و مخالفت را به جان میخرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.