به خون چهره میشویم و میروم
دعای تو میگویم و میروم
دل من به دنبال و رو درقفا
ره هجر میپویم و میروم
وداع تو ناکرده، هر سو ترا
به صد دیده میجویم و میروم
گرفتم مگر ماتم خویشتن؟
که چون ابر، میمویم و میروم
چو گل چند روزی به صد خون دل
درین باغ میرویم و میروم
ز کوی تو چون میلی از رشک غیر
به خود مرگ میگویم و میروم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم جدایی و عشق سخن میگوید. او به تصویر میکشد که چگونه با چهرهای خونین و دل پر از عشق، در جستجوی معشوق خود به سفر میرود. دعای معشوق را به زبان میآورد و در این راه، حتی با حسرت و ماتم خویش نیز دست و پنجه نرم میکند. شاعر خود را مانند گلی میبیند که در باغی پر از غم، با اشک و خون دل زندگی میکند و در نهایت به سراغ معشوق میرود و حسرت دیدار او را بر دل حمل میکند. در این مسیر، او دیگران را نیز در غیرت و حسادت به عشق خود میبیند و به خود مرگ میگوید.
هوش مصنوعی: با غم و اندوه به خودم رسیدگی میکنم و با یاد تو و آرزوهای خوبت از این دنیا میروم.
هوش مصنوعی: دل من در پی یاری است و در دل شب به یاد او قدم برمیدارم و به راهی میروم که به دوری و فراق او منجر میشود.
هوش مصنوعی: بدون اینکه خداحافظی کرده باشی، در هرجا به دنبال تو هستم و در حال رفتنم.
هوش مصنوعی: من پرسیدم آیا فقط برای خودم سوگواریم؟ زیرا که مانند ابر، به آرامی میآیم و میروم.
هوش مصنوعی: مانند گل که مدتی کوتاه با تلخی و سختی در این باغ زندگی میکند، من نیز با زخم دل در این دنیا میگذرانم و میروم.
هوش مصنوعی: از خیابان تو وقتی که احساس حسادت به دیگران میکنم، به خودم میگویم که مرگ بر من بهتر است و از آنجا میروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.