حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
صد بار برآرم نفس و باز نگویم
هرگز نسرسانم سخنی از تو به انجام
کز شوق، دگر بار زآغاز نگویم
اغیار چنان محرم رازند که از بیم
یک حرف به آن پرده برانداز نگویم
از غایت غیرت، من دیوانه به خود هم
حرفی که ازو میشنوم، باز نگویم
هرچند که دارم گله از غیر چو میلی
بهتر که به آن غمزه غمّاز نگویم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و پیچیدهی خود دربارهی عشق صحبت میکند. او از ترس از تهمت و قضاوت دیگران، از بیان عشق و احساسات خود نسبت به معشوقهاش خودداری میکند. شاعر بیان میکند که حتی در شرایط سخت و با وجود گلهها از بیوفایی دیگران، بهتر است که احساساتش را پنهان نگه دارد و از افشا کردن آنها بپرهیزد. این کار را به دلیل غیرت و حفاظت از معشوق و همچنین برای جلوگیری از سوءتفاهمها و دردسرها میداند.
هوش مصنوعی: من به خاطر ترس از افرادی که حرفها را تغییر میدهند، هیچ حرفی به تو نمیزنم؛ حتی اگر صد بار بخواهم حرفم را بزنم، باز هم سکوت میکنم.
هوش مصنوعی: هرگز سخنی از تو را به پایان نخواهم برد، زیرا از روی شوق دوباره از ابتدا خواهم گفت.
هوش مصنوعی: دیگران به قدری برای من نا آشنا هستند که حتی از ترس یک کلمه میترسم پرده را کنار بزنم و از رازهای درونیام بگویم.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت غیرت و احساساتی که دارم، حتی موضوعاتی که از دیگران میشنوم را نمیتوانم به خودم بگویم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از دیگران شکایت دارم، بهتر است درباره آن شخصی که به تنهایی مرا آزار میدهد، صحبت نکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.