ز نومیدی وعده افسرده بودم
گر امشب نمیآمدی مرده بودم
به مردم اگر شکوهای کردم از تو
میاور به رویم که آزرده بودم
چو تنها رسیدی، خجل گشتم از تو
که همراه غیرت گمان برده بودم
ازان سرگران از رقیبان گذشتم
که در بزم او ساغری خورده بودم
من آن گلبن حسرتم همچو میلی
که در گلشن وصل،پژمرده بودم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس نومیدی و افسردگی خود صحبت میکند و میگوید اگر امشب معشوق نمیآمد، احتمالاً جان میباخت. او از این که از معشوق شکایت کرده، خجالتزده است و اعتراف میکند که به خاطر غیرت خود، تصور کرده بوده که معشوق او را ترک کرده است. شاعر به یاد میآورد که از رقیبانش گذشته، زیرا در حضور آنها مشروب خورده است. او همچنان احساس حسرت و افسردگی دارد و خود را مانند گلی پژمرده در بوستان عشق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: از ناامیدی و یاس به شدت غمگین و افسرده بودم؛ اگر تو امشب نمیآمدی، به یقین جانم به لب میرسید و از دنیا میرفتم.
هوش مصنوعی: اگر از تو نزد مردم شکایت کردم، پیش من نیاور که در آن زمان ناراحت بودم.
هوش مصنوعی: وقتی تنها بودی، احساس شرم کردم از تو، زیرا فکر میکردم که تو همراه کسی دیگری هستی.
هوش مصنوعی: با وجود رقبای سرسختی که داشتم، از آنها عبور کردم، زیرا در مهمانی او نوشیدنیای در چنگ داشتم.
هوش مصنوعی: من تشنهی وصال هستم و مانند گلی که در باغ عشق پژمرده شده، به یاد گذشتهها حسرت میخورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.