مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
دل ز جان بیش به آن همدم جانی مشتاق
ای اجل، منت ناآمدن خویش منه
که کسی نیست درین عالم فانی مشتاق
قاصدا بیخبر از دیدن او گشتی و من
به امیدی که پیامی برسانی مشتاق
دم خونریز، شهیدان مژده بر هم نزنند
بس که هستند به آن نخل جوانی مشتاق(؟)
دیده صد لطف نمایان ز تو غیر از نزدیک
میلی از دور به یک لطف نهانی مشتاق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اشتیاق و longing برای دیدن محبوب یا یار معشوق است. شاعر احساس میکند که مردم با آرزوی دیدار محبوب خود در غم هستند و این اشتیاق حتی بیشتر از زندگی و جان آنهاست. او از مرگ درخواست میکند که خود را به تأخیر بیندازد، زیرا در این دنیا کسی نیست که به اندازهای که او دلتنگ است، مشتاق باشد. شاعر همچنین به قاصدی که بیخبر از حال این عشق میگردد، اشاره میکند و انتظار دارد که پیامی از محبوبش بیاورد. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی از دور هم برای یک لطف کوچک به او مشتاق است.
هوش مصنوعی: مردم به یاد غم یار پنهانی، بیش از جانشان دلمشتاق او هستند و خواستار همدمی هستند که مانند جانشان عزیز باشد.
هوش مصنوعی: ای مرگ، لطفی کن و از تأخیر خودت خودداری کن، زیرا در این دنیا کسی نیست که منتظر تو باشد.
هوش مصنوعی: کسی که برای دیدن او میرفت، بیخبر از او بود و من در انتظار بودم تا پیامی از او برایم بیاوری و دلم به امید تو میتپید.
هوش مصنوعی: در زمانهای پرخون و جنگ، شهیدان باید با همدیگر خوشحال نشوند، زیرا که جوانان بسیار مشتاق و امیدوار به زندگی در میان آنها وجود دارند.
هوش مصنوعی: چشم من از همان دوری که از تو فاصله دارد، هزاران نعمت و مهربانی تو را میبیند، اما در نزدیک شدن به تو، تنها به یک مهربانی پنهان امیدوارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.