سر ره چشم او بر دل نگیرد
که صیاد آهوی بسمل نگیرد
چنان مغرور آن مشکین کمند است
که صید خویش را غافل نگیرد
به این زاری که دل سر در پی اوست
جرس دنباله محمل نگیرد
کسی کو لذت آوارگی یافت
به کوی عافیت منزل نگیرد
حیا راه طلب بر من چنان بست
که خونم راه بر قاتل نگیرد
مگیر ای پندگو بر ما و میلی
که بر دیوانگان عاقل نگیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز احساسات و عواطف شاعر نسبت به عشق و دلبستگی اشاره دارد. شاعر به تصویری از عشق نافرجام و ناامیدی در جستجوی معشوق میپردازد. او به تمثیلهایی از صید و شکار استفاده میکند تا نشان دهد که عشق همچون صید ناممکنی است که هیچگاه به آسانی به دست نمیآید. در عین حال، اشاره به زاری دل و ناتوانی در فراموشی معشوق نیز در شعر دیده میشود. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که کسانی که به عشق و آوارگی عادت کردهاند، نمیتوانند به راحتی به آرامش و ثبات دست یابند. در نهایت، او از نصیحتهای دیگران پرهیز میکند، زیرا این توصیهها در مقابل احساسات عمیق و درونی او بیاثرند.
هوش مصنوعی: چشمان او نمیتوانند بر دل من تاثیر بگذارند، همانطور که صیاد نمیتواند آهوی زخمی را به راحتی بگیرد.
هوش مصنوعی: آن مشکین کمند به قدری مغرور و مطمئن است که حتی به شکار خود هم توجهی نمیکند و غافل میماند.
هوش مصنوعی: دل من به شدت در پی معشوق است، اما در این حال، صدای جرس که باید خبر از او بدهد، نمیتواند دنبالهرو این زاری من باشد.
هوش مصنوعی: کسی که در آوارگی و بیسرنوشتی لذتی یافته، دیگر در جایی که آرامش و آسایش دارد نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: حیا چنان بر من چیره شده که حتی نمیتوانم از کسی که به من آسیب رسانده انتقام بگیرم.
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، ما را نصیحت مکن، زیرا هیچ آرزویی در دل دیوانگان عاقل وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.