ندانم پیش قاصد، حرف خودکامم چه خواهد بود
جواب اضطرابافزای پیغامم چه خواهد بود
در آغاز محبت، نیم کشت ناز او گشتم
ازین آغاز دانستم که انجامم چه خواهد بود
به سوی غیر بیند وقت می خوردن، درین حالت
قیاسی میتوان کردن که در جامم چه خواهد بود
چو مرغ نیمبسمل در میان خاک و خون غلتم
توان از اضطرابم یافت کآرامم چه خواهد بود
ز من ایام برگردیده چو میلی، نمیدانم
که تدبیر دل برگشته ایامم چه خواهد بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر نگرانی و اضطراب خود را از آینده بیان میکند. او نمیداند که قاصد پیامهایش چه خواهد گفت و چه جوابی خواهد گرفت. از شروع محبتش به کسی آگاه است و میداند که این عشق چگونه به پایان خواهد رسید. همچنین، او احساس میکند که در این وضعیت نمیتواند به غیر از معشوقش فکر کند و در حالت ناامیدی و بلاتکلیفی دربارهٔ آیندهاش میاندیشد. در نهایت، او به تغییرات زمان و احساساتش در مورد آن فکر میکند و از ناتوانیاش در پیدا کردن راهحل رنج میبرد.
هوش مصنوعی: نمیدانم وقتی قاصد به مقصد میرسد، چیست جوابی که به حرفهای من خواهد داد و آن پیام اضطرابآورم چه تاثیری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: در ابتدا که عشق و محبت را تجربه کردم، به خاطر ناز و لطافت او نیمهجان شدم. از همان ابتدا فهمیدم که سرانجام کارم به کجا خواهد کشید.
هوش مصنوعی: در هنگام تناول، توجه به دیگران انسان را مشغول میکند و در این شرایط میتوان به نحوی نتیجهگیری کرد که در جام من چه چیزهایی ممکن است وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که نیمه جان در میان خاک و خون درغلتید، احساس میکنم از شدت نگرانیام نمیتوانم آرامش پیدا کنم و نمیدانم چه بر سرم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: ایامی که از من دور شده و میلی به آنها ندارم، نمیدانم که تدبیر و اندیشهای که برای دل من در پس این روزهای رفته وجود دارد، چه سرنوشتی خواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.