هر طرف از گرد حی با آه و واویلی نشد
آگه از جان دادن مجنون سگ لیلی نشد
خار صحرای بلا از رهگذارش برنخاست
تا روان از چشم مجنون هر طرف سیلی نشد
وه که لیلی را سوی مجنون، ز استغنای حسن
با وجود جذبه عشقی چنان، میلی نشد
آه کز تاثیر استغنای عشق پرغرور
رام شد آهو به مجنون و سگ لیلی نشد
سنگ چون بر سینه زد میلی، سپاه غم رسید
تا نزد شه کوسرزمی، صاحب خیلی نشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق ناکام مجنون و حسرت او نسبت به لیلی است. مجنون در تنهایی و دوری از لیلی به سر میبرد و از جان دادن خود میگوید، در حالی که لیلی از عشق او بیخبر است. عواطف درهمتنیدهٔ عشق و غم در این شعر به خوبی احساس میشود و مجنون از احساس رنجش و جدایی رنج میبرد. در نهایت، عشق وی به قدری عمیق است که هرچه بر او میگذرد، فقط بر درد و اندوه او میافزاید.
هوش مصنوعی: در هر کجا که ناله و فریاد و درد و رنج وجود داشت، کسی از حال عاشق دیوانه لیلی باخبر نشد و متوجه نشد که او چقدر در عشقش رنج میبرد و جان میدهد.
هوش مصنوعی: در بیابان دشواریها، خارها به خاطر رهگذری بیاعتنا به درد و رنج او، از جا خود را نرساندند. تا آن زمان که اشکهای مجنون به هر سو ریخته نشد.
هوش مصنوعی: آه که لیلی به سمت مجنون نیامد، زیرا زیبایی او به قدری کامل و با شکوه بود که عشق مجنون نتوانست او را به خود جلب کند.
هوش مصنوعی: ای کاش که اثر عشق باعث میشد آهو رام مجنون شود و حتی سگ لیلی هم تغییر کند.
هوش مصنوعی: وقتی سنگ بر سینه ضربه زد و احساس درد کرد، گروهی از غم و اندوه به سوی شاهی که قهرمان جنگ بود، هجوم آوردند، اما او نتوانست بر آنها غلبه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.