گنجور

شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بود

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب
 

تو را ای چو آهو به چشم و به تگ

سگانند در تگ چو مرغی به پر

چرا با تو سازند کاهو و سگ

نسازند پیوسته با یکدیگر

مهی تو که هرگز نترسی ز شب

گلی تو که تازه شوی از مطر

چو نیلوفر انس تو با حوض آب

چو لاله همی جای تو در خضر

چرا هر شبی ای دلارام یار

چرا هر زمان ای نگارین پسر

به دشتی دگر بینمت خوابگاه

ز حوضی دگر بینمت آبخور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر