گنجور

شمارهٔ ۱۵ - نه مسلمانی و نه برهمنی

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای خروس ایچ ندانم چه کنی

نه نکو فعلی و نه پاک تنی

سخت شوریده طریقی است ترا

نه مسلمانی و نه برهمنی

طیلسان داری و در بانگ نماز

به همه وقتی پیوسته کنی

مادر و دختر و خواهر که تراست

زن شماری به همه چنگ زنی

طیلسان دار مؤذن نکند

مادر و خواهر و دختر به زنی

دین زردشتی داری تو مگر؟

گشتی از دین رسول مدنی؟

با چنین مذهب و آیین که تراست

ازدر کشتنی و بابزنی!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

خروس مرغیست مینویی که نور اسمان را می بیند و دیوان را می تاراند و خرفستران را می کشد . هیچ چیز مانند داشتن یک خروس برمنش و مغرور در یک باغچه بزرگ و خانه دورساز با حوض وسط حیاط نیست و البته درختان گشن و صدای اب و چای و دفتر های نورانی

👆☹

امین کیخا نوشته:

گشتی از دین یعنی دین گرداندی و نغوشاکیدی !

👆☹

یکی نوشته:

ناب کیخا، این نغوشاکیدن ریشه اش چیه؟ البته الان به واژه نامه هم نگاهی کردم. کلمه جالبیه.

👆☹

یکی نوشته:

ج را جا انداختم - جناب کیخا

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.