گنجور

شمارهٔ ۶۳ - هم در مدیح

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید
 

ای خواجه دل تو شادمان باد

جان تو همیشه در امان باد

این رای سفر که یش داری

بر تو به خوشی چو بوستان باد

شادی و سلامتی و رادی

با تو همه ساله همعنان باد

اقبال و جلال و دولت و عز

بر جان و تن تو پاسبان باد

هر جا که روی و بازآیی

دادار تو را نگاهبان باد

شادی و سعادت و سلامت

با تو به حساب همرهان باد

زین شغل و عمل که اندرویی

چونان که تو خواهی آنچنان باد

اعدای تو باد زیر امرت

فرمان تو بر همه روان باد

اقبال نصیب دوستانت

ادبار نصیب دشمنان باد

شغل تو چو رای تو قوی باد

بخت تو چو عمر تو جوان باد

هر چند ز دین تازیانی

عمر تو چو عمر عادیان باد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.