خرامان آن دو سرو از گشت گلشن
رسیده در وطنگاه ستیچن
به دلجویی ستیچن کرد تعظیم
به پیش آمد به صد تعظیم و تکریم
دلاسا داد و گفتش خیر بادی
دمادم میوه در پیشش نهادی
به شفقت باز پرس حال می کرد
به طالع مندی او فال می کرد
که من از روز اخراج تو تا حال
خبر دارم به شوقت می زدم فال
بس اوصاف تو از مردم شنیدم
نکو شد تا به چشم خویش دیدم
کنید آرام اینجا هر دو دلبند
چو مهر و ماه روز و شب سفر چند
ببودن گر ندارید اختیاری
ز رنج ره بیاسائید باری
شده رام از بزرگیهاش حیران
در آنجا بود چندی شاد و خندان
چو از ج ای ستیچن نیز خاطر
برآن آورد تا گردد مسافر
به هر جا خواست ششماهی و سالی
همی بودی پی دفع ملالی
دگر ز آنجا ب ه جای بعد یکچند
همی رفتی و گشتی شاد و خرسند
به صحرا جا به جا زینسان به هر حال
نُه و نیمی گذشت از چارد ه سال
دمِ رخصت به جمع زاهدان گفت
زبانش گوهر راز نهان سفت
که ای وارستگانِ پیش بینان
شنیدم از لبِ عزلت نشینان
سهیل اختر که بس روشن ضمیر است
درین صحرا به طاعت گوشه گیر است
به جانم شوق او ز اندازه بیش است
که دیدارش علاج جان ریش است
سراغ آن حدیثم را جوابست
بود گر رهنمائی بر صوابست
ستیچن گفت کای اقبال سیما
ازین منزل که ما داریم مأوا
دو فرسنگ است سانت پاک گوهر
که باشد با نسب با او برابر
برادر نیز همتای سهیل است
وزانجا بیشتر جای سهیل است
خرامان با صنم چون مهر با ماه
ز منزل سانت را بگرفت همراه
بدان منزل که زاهد منزوی بود
روان شد تا شود او نیز خوشنود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، دو شخصیت به نامهای ستیچن و سهیل در گلشن به هم میرسند. ستیچن به شگفتی از اوضاع زندگی سهیل میگوید و از اوضاعش تعجب میکند. او از سهیل میخواهد که از رنج سفر بیاساید و چندی را در آرامش بگذرانند. ستیچن از اوضاع مختلف زندگی سهیل و شوقش برای دیدار او صحبت میکند و اشاره میکند که فرسنگها فاصله دارند. او در نهایت با خوشحالی به سمت منزل سهیل حرکت میکند تا او را ملاقات کند. این روایت به زیبایی دوستی و شوق دیدار را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دو سرو خوش قامت که به آرامی در باغ گلشن حرکت میکنند، به محل سکونت ستیچن رسیدهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر دلجویی، با احترام و بزرگمنشی جلو آمد و به شکلی محترمانه به او تعظیم کرد.
هوش مصنوعی: دل از غم آسوده شده و گفت که ای جان، نسیم بهاری هر لحظه میوههایی را در پیش روی تو قرار داده است.
هوش مصنوعی: به مهربانی حال مرا جویا شد و به پیشگویی او نگاه میکرد.
هوش مصنوعی: من از زمانی که تو را اخراج کردند تا همین حالا، همیشه به یاد تو بودم و به عشق تو فال میزدم.
هوش مصنوعی: من ویژگیهای خوب تو را از دیگران شنیدم و همین باعث شد که به خوبی آنها را درک کنم، اما فقط وقتی که خودم تو را با چشمانم دیدم، تمام آن زیباییها را باور کردم.
هوش مصنوعی: اینجا را برای آرامش و آسایش خودتان آرام کنید، چون شما دو نفر مانند مهر و ماه هر روز و شب به هم نزدیک هستید، پس چه نیازی به سفر و دوری است؟
هوش مصنوعی: اگر در زندگی اختیاری ندارید، پس برای آرامش و رفع رنجهای خود نیاز به استراحت دارید.
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و عظمت او、人 در آن مکان به وجد آمده و مدت مدیدی شاد و خوشحال بوده است.
هوش مصنوعی: وقتی یاد کسی به ذهنش خطور کند، تصمیم میگیرد که مسافر شود.
هوش مصنوعی: به هر جایی که ماهی ششماهی خواست، سالی همواره به دنبال دور کردن غم و نگرانی بودی.
هوش مصنوعی: بعد از یک مدت، از آن مکان به جای دیگری رفتی و در این مسیر خوشحال و راضی بودی.
هوش مصنوعی: به بیابان رفتم و در هر جایی به نوعی گذر زمان را احساس کردم، و حالا نُه سال و نیم از چهارده سال گذشته است.
هوش مصنوعی: در لحظهای که فرصتی مناسب برای صحبت پیدا کرد، به جمع زاهدان گفت: زبانش همانند گوهری است که رازهای پنهان را در خود دارد.
هوش مصنوعی: ای کسانی که از دنیا رهایی یافتهاید و دوراندیش هستید، از کسانی که در گوشه نشینی و تنهایی زندگی میکنند، شنیدم.
هوش مصنوعی: سهیل، ستارهای درخشان و پرآگاهی است که در این بیابان به خاطر پیروی و عبادت، گوشهنشین شده است.
هوش مصنوعی: شوق و محبت او در دل من به حدی زیاد است که دیدنش برایم مانند درمانی است برای دل زخمیام.
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال حقیقت و راه درست است، باید به دنبال آن حدیث باشد که به او پاسخ صحیح میدهد و راهنماییاش میکند.
هوش مصنوعی: ستیچن میگوید: ای بخت خوشچهره، از این خانه که ما در آن زندگی میکنیم، دور نشو.
هوش مصنوعی: دو فرسنگ فاصله است بین سنگ پاک و گوهر، که این سنگ نسبت به او برابر است.
هوش مصنوعی: برادر نیز مانند ستاره سهیل درخشان است و از آنجا که او نزدیکتر است، جایگاهش حتی بالاتر از سهیل است.
هوش مصنوعی: با آرامش و زیبایی، محبوب کنار من مانند مهر و ماه، از منزل دور نمیشود و همیشه همراه من است.
هوش مصنوعی: در جایی که زاهد به تنهایی زندگی میکند، روح او نیز آزاد شد تا به رضایت و خوشحالی برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.