گنجور

 
 
 
سنایی

ای همت صد هزار کس در پی تو

وی رنگ گل و بوی گلاب از خوی تو

ای تعبیه جان عاشقان در پی تو

ای من سر خویش کشته‌ام در پی تو

ابن یمین

ای داده گلابرا خجالت خوی تو

مستم ز هوای لب همچون می تو

حقا که گرم دست دهد پی کنمش

جز سایه کسی را که بود در پی تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه