اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
سیم و زر هر جا که باشد در نظر دارد نمود
بیگرفتاری دلت را از گشایش بهره نیست
این گره در زلف خوبان خوبتر دارد نمود
چون دل روشن به زلف دلستانی نسپرم
من که دانم شمع در شب بیشتر دارد نمود
گریه وقت سحر را از تو در دم میخرند
گوهر غلتان شبنم در سحر دارد نمود
مینماید از جبینِ صبح سیمای اثر
نالهای سرده به مطلب تا اثر دارد نمود
تا توانی از سفر تحصیل روی تازه کن
چهره خورشید دائم از سفر دارد نمود
دیده پرخون کن چو ساغر تا ببوسی لعل یار
چشم من در بزم مستان چشم تر دارد نمود
غنچه خسب گنج غم را در جهاد آرزو (؟)
نقش پهلو همچو ترکش در کمر دارد نمود
هر طرف گوی سعادت در میان افکندهاند
نام اگر خواهی در این میدان هنر دارد نمود
تیرهدل را شهرت از اسباب رنگین است و بس
پای طاووس از نمود بال و پر دارد نمود
خون دل مجذوب در مژگان مستان خوشنماست
نخل باغ عاشقان هم با ثمر دارد نمود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنج عاشقی میپردازد. او از اشکهای عاشق که به مانند سیم و زر درخشان هستند، سخن میگوید و به گرههای عاطفی و مشکلاتی که در دل عاشق وجود دارد، اشاره میکند. همچنین به شبنم و آثار زیبای صبح و خورشید پرداخته و از ضرورت تحصیل زیبایی و عشق در زندگی سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که در بزم عشق، چشم عاشق باید همیشه تر باشد و غمها را با امید به آینده و سعادت بپذیرد. در نهایت، او به زیبایی و ثمر عشق در زندگی عاشقان اشاره میکند و بیانگر این است که در دل عاشق، جاذبه و جذابیت وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.