گنجور

 
مجذوب تبریزی

آتشی دارد اضطراب سپند

بی‌تبی نیست پیچ و تاب سپند

چه شود منکران آتش عشق

وارهند از دلان کلاب سپند

نفس گرم آتشینم هست

نیستم عاجز از جواب سپند

به کجا می‌رسد در این آتش

داد و فریاد بی‌حساب سپند

تاب آتش نه کار هر خام است

چون نخندد شرر به تاب سپند

یک نفس در کنار شعله نخفت

که نیامد دلم به خواب سپند

آتش دل یقین که عقده گشاست

هست این نکته در کتاب سپند

نقطه انتخاب آتش ماست

چشم بد دور از انتخاب سپند

چشم بد دور از دل مجذوب

کیست گوید دگر جواب سپند