خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
با لب مغبچهای دفع خماری بکنیم
راه ظلمات لب و چشمه حیوان دور است
التماسی ز لب لعل نگاری بکنیم
ما همان به که در این دایره حیرانی
خویش را محو رخ لالهعذاری بکنیم
نیست در انجمن وعظ به جز غصه و آه
عیش آن است که با مهر نگاری بکنیم
در مقامی که به یاد لب او میشکند
زآن میان مصلحت آن به که کناری بکنیم
ما ندانیم پریشانی ما تا کی و چند
تا سر زلف تو خوب است قراری بکنیم
عمر نقدیست که البته ز کف خواهد شد
خوشتر آن است که حرف غم یاری بکنیم
خواب را سر ده و برخیز که با دیده باز
شاهبازی برسانیم و شکاری بکنیم
عمر مجذوب نه این روز و شب و سال و مه است
عمر آن است که حرف غم یاری بکنیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.