از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
از غیر تو مردانه بریدیم و گذشتیم
دیدیم گرانی همه از خاک پرستیست
چون شعله سر از خاک کشیدیم و گذشتیم
راهی که در او ریگ روان شیشه دلهاست
هر گام به صد کعبه رسیدیم و گذشتیم
از باغ تمنا که دو رنگی ثمر اوست
چوی بوی گل آهسته پریدیم و گذشتیم
هر بوالهوسی دامنی از غنچه و گل چید
ما دامن از این طایفه چیدیم و گذشتیم
با دامن هر غنچه درآویخته صد خار
بر طبع هزاران نخلیدیم و گذشتیم
در پرده آن نور که پیدا و نهان است
پیدا و نهان را همه دیدیم و گذشتیم
در باغ هوس میوه صفراشکن است
از شاخ طمع دست کشیدیم و گذشتیم
در بادیه گاهی که رسیدیم به مجذوب
هویی بهم از دور کشیدیم و گذشتیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم
تشنه به لب چشمه رسیدیم و گذشتیم
گفتیم دعای تو و از بخت مخالف
از لفظ تو دشنام شنیدیم و گذشتیم
با داغ فراق تو که جانسوز عذابست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.