ای سراپا ناز قربانت شوم
ناز کن تا باز قربانت شوم
جمله خوبان جهان صید تواند
من هم ای شهباز قربانت شوم
آفرینش زنده اعجاز توست
ای تماماعجاز قربانت شوم
شمع رویت گو که دل پروانهوار
تا کند پرواز قربانت شوم
میشوم قربان آن ساعت که باز
بینمت دمساز قربانت شوم
صد رهم گر بازگردانی ز راه
بازگردم باز قربانت شوم
هر که قربان تو شد ممتاز شد
بارها ممتاز قربانت شوم
گر کنم صد جان فدایت هر زمان
از دل و جان باز قربانت شوم
دیده مجذوب حیران تو شد
من هم ای شهباز قربانت شوم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت عمیق خود نسبت به محبوب اشاره میکند و با ناز و محبت او را میستاید. او برای محبوب خود جان و دلش را فدای آن میکند و تکرار این فداکاری نشان از ارادت و شوق عمیق او دارد. همچنین، شاعر به اعجاز وجود محبوب و زیبایی او تأکید میکند و عشقش را همچون پروانهای به دور شمع وجود معشوق توصیف میکند. در پایان، او از حیرت و شگفتی خود نسبت به قدرت و جذبهای که محبوب بر او دارد، سخن میگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.