گنجور

 
مجذوب تبریزی

آن را که به می‌خانه دل راه دهندش

با جام جهان‌بین دل آگاه دهندش

آن دل که به رویش در توفیق گشایند

اول خبر از ملک سحرگاه دهندش

تا قطع تعلق نکند همت عیسی

کی مهر درخشنده‌تر از ماه دهندش

چون دلق مرقع نشود خاطر درویش

گر مژده تشریف شهنشاه دهندش

دور فلکش دایره‌ای چند نماید

آن را که نجات از هوس جاه دهندش

افتادگی اول قدمش بر سر جا هست

این رتبه نه با همت کوتاه دهندش

تا یک جهتی نقش جبین است نگین را

اکسیر مراد از نظر شاه دهندش

تا چند کشی آه دل صاف به دست آر

تا مطلب کونین به یک آه دهندش

مجذوب صفت هر که به اخلاص رود راه

توفیق و سلامت‌روی و راه دهندش