از خم زلف کمندافکن مترس
از فریب غمزه پرفن مترس
عشق ورز و بیم از قاضی مکن
می کشش و از مفتی کودن مترس
عشق را از تیغ دشمن باک نیت
آتشت چون هست از آهن مترس
با توکل اژدها را رام ساز
از عصا در وادی ایمن مترس
میکشد از ظالمان چرخ انتقام
اژدها تا هست از بهمن مترس
راست گوی و راست باش و راست رو
از دو عالم یک سر سوزن مترس
صافدل را از فلک اندیشه نیست
دوست با ما باش و از دشمن مترس
بر صف دلها به تنهایی بتاز
برق سوزان باش و از خرمن مترس
همچو مجذوب اسم اعظم یادگیر
یا علی گوی و ز اهریمن مترس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.