شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی
ز شاهی کم مبادت بنده ای را شاد فرمودی
به غمزه گر دلم بردی، به نازم باز دل دادی
جزاک الله، خرابم کردی و آباد فرمودی
پی تسخیر عالم خرق عادت جز تو کس ننمود
به خنده شکرستان از عدم ایجاد فرمودی
به فتح دل خط آوردی و پشتیبان گیسو شد
به بیت الله حبش را از خطا امداد فرمودی
ندانستم کدامین بود از خال و خطت قاتل
همین دانم نگاهی کردی و جلاد فرمودی
به هر یک غمزه صد خون ریختن نشنیده ام، جانا
به این چشم کمان ابرو تو این بیداد فرمودی
ز استغنای ناز، ای خسرو خوبان، چه ها کردی
لب شیرین گشادی قتل صد فرهاد فرمودی
به گلشن سرورا از حسرت بالای خود کشتی
کرم کردی که این پا بسته را آزاد فرمودی
هوا گلساز و شکر خیز و مشکین شد نمی دانم
چه حرفی از زبان گل به گوش باد فرمودی
به چشم تر غبار از دل بشو، گفتی «وفایی» را
پیاپی جام می ده چون شط بغداد فرمودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبت و لطف محبوب خود صحبت میکند و به توصیف آثار عشق و احساسات عمیقش میپردازد. او از یادآوریاش و شادی حاصل از آن سخن میگوید و به زیباییها و جذابیتهای محبوب اشاره میکند. شاعر بیان میکند که چگونه با یک نگاه و غمزه محبوبش، دچار وسوسه و جراحت میشود و به نوعی به این موضوع میبالد. همچنین به اثر عمیق عشق بر روح و دلش و تلاطمهایی که این احساسات ایجاد کردهاند، میپردازد. در نهایت، او به زیبایی و لذتهای عشق اشاره میکند و به شکرگزاری از این احساسات میپردازد.
هوش مصنوعی: شنیدم که به خاطر وفا و محبتت، یاد من را کردهای و از مقام و بزرگیات کمتر نشود. تو که به بندگان خوشحالی بخشیدهای.
هوش مصنوعی: اگر با ناز و غمزهات دل من را بردی، همچنین باز هم دل به من دادی، خدا تو را جزا دهد. تو من را خراب کردی، اما زندگی و خوشبختی را به من عطا کردی.
هوش مصنوعی: برای تسخیر دنیا و بر هم زدن عادات، غیر از تو کسی به خنده و شادی از نبود و عدم، راهی نداشت و تو به وجود آوردی.
هوش مصنوعی: دل را با زیبایی خود فتح کردی و گیسوانت پشتیبان و محافظی برای آن شدند. همچنین، به نوعی از خطاها نجات کردی، درست مانند کمکهایی که در بیتالله به حبیبالله شده است.
هوش مصنوعی: من نمیدانم کدامین خال و خط تو باعث کشته شدنم شد، اما تنها چیزی که میدانم این است که تو نگاهی به من انداختی و فرمان قتل را صادر کردی.
هوش مصنوعی: به هر اشاره و نگاهی که میکنی، صد دلی را میشکنی. ای عزیز، با این چشمان و ابروهای کمانمانندت، چقدر درد و بیعدالتی فرمودی.
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبا، به خاطر بینیازی و ناز و عشوهات، چه کارها که نکردی! لب شیرینت را باز کردی و به این وسیله فرمان قتل صد فرهاد را صادر کردی.
هوش مصنوعی: در باغ شادیها، به خاطر ناراحتی از نداشتن بالهای خود، برای راحتی این موجود کوچک، زحمت کشیدی و او را آزاد کردی.
هوش مصنوعی: هوا پر از عطر گل و شیرینی شده و نمیدانم چه رازی از زبان گل به باد گفته شده است.
هوش مصنوعی: با چشمان پر از اشک، غم و غبار را از دل خود دور کن، گویی که تو مدام در حال نوشیدن میباشی، همانطور که شط بغداد جاری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.