ساقیا سوختم بیا بشتاب
آتشم را نشان به آب شراب
تا بدانند ماه سرو قد است
برفکن از جمال خویش نقاب
به خیال رخ تو دیده ی من
می فشاند هزار چشمه گلاب
از غم عارض و لب نمکین
سینه پر آتش است و دل چو کباب
روز و شب نیز عاشقان اسیر
به خم طره ی بتاب متاب
یک دو روزی است عیش گلشن و گل
عیش این چند روز، هان دریاب!
مطلب عشق از افسرده دلان
که نجستند معرفت ز دواب
تا منم عاشقانه می گویم:
«سرخوشم سرخوشم به بانگ رباب»
جام می ده که تا ز برگیرم
باز پیرانه سر زمان شباب
کز نداند به جز کرشمه ی دوست
درد دل دادگان مست و خراب
هیچم اسباب نی پی می و نی
«أعطنی یا مسبب الأسباب»
به «وفایی» بده چنان جامی
که نیاید به خویش روز حساب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به سراغ ساقی میرود و از او میخواهد که هرچه زودتر بیاید و آتش عشقش را با شراب خاموش کند. او میخواهد زیباییهای ماه و سرو را به نمایش بگذارد و از چهرهاش پرده بردارد. دل شاعر به خاطر غمهای عشق و زیبایی معشوق، در آتش میسوزد و او را به سرخی و شادابی دعوت میکند. او عشق را برای دلهای غمگین و ناامید میبیند و با اشاره به خوشیهای گذرای زندگی، از ساقی میخواهد که جامی به او بدهد تا از آن در روز حساب استفاده کند. در تمام این نغمهها، حس زندگی، عشق و جستجوی خوشی موج میزند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، من به خاطر عشق میسوزم، بیا و زودتر بیا که آتش وجودم را با آب شراب خاموش کن.
هوش مصنوعی: برای اینکه همه بفهمند که زیبایی و ظرافتش همچون ماهی است که قد بلندی دارد، باید از زیبایی خود پرده بردارد.
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر زیبایی تو، هزار چشمه گلاب را جاری می سازد.
هوش مصنوعی: از درد ناشی از چهره محبوب و لبهای شورانگیزش، سینهام داغ و دلام به شدت آسیبدیده و داغان است.
هوش مصنوعی: عاشقان در هر روز و شب، به خاطر زیبایی و جذابیت معشوق خود، در حالت اسیری و در کشمکش هستند و نمیتوانند از آن دلبر دور شوند.
هوش مصنوعی: چند روزی است که زندگی و شادی در باغ و بین گلها جاری است، پس این لحظات را غنیمت بشمار!
هوش مصنوعی: مفهوم عشق برای دلهای غمگین که از شناخت و درک حقیقی دور ماندهاند، به آسانی قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: من به عشق و شوق بسیار میگویم که خوشحالم و سرمست هستم به صدای ساز.
هوش مصنوعی: جام میدهد تا دوباره از آن بنوشم و یادآور شوم که آدمی در دوران جوانی چگونه بوده است.
هوش مصنوعی: کس نمیداند جز زیباییها و نازهای دوست، که دلسوختگان در مستی و بیخودی خود چه دردهایی را تحمل میکنند.
هوش مصنوعی: من هیچ وسیلهای برای نوشیدن شراب ندارم و نه چیزی برای جذب آن، فقط از تو میخواهم که ای کسی که سببساز همه امور هستی، به من عطا کن.
هوش مصنوعی: به وفا، جامی بده که باعث نشود انسان در روز حساب خود را به یاد آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سؤالی کز آن لب سیراب
دوش کردم همه بداد جواب
گفتمش جز شبت نشاید دید
گفت پیدا بشب بود مهتاب
گفتم از تو که برده دارد مهر
[...]
به چه ماند جهان مگر به سراب
سپس او تو چون دوی به شتاب؟
چون شدستند خلق غره بدو
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟
زانکه مدهوش گشتهاند همه
[...]
لاله داری شکفته بر مهتاب
مشگ داری گرفته بر مه تاب
مشگ چون موی تو ندارد بوی
ماه چون روی تو ندارد تاب
پیل با عشق تو ندارد پای
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
من مسکین در این رباط خراب
ساخته خانه بر ره سیلاب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.