گنجور

شمارهٔ ۷۹

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

بی نقاب آن جمال نتوان دید

در رخش جز مثال نتوان دید

روی او را بزلف و خال توان

دید بی زلف و خال نتوان دید

بخیالش از آن شدم قانع

که از او جز خیال نتوان دید

خود جمال کمال روی ترا

بی حجاب جلال نتوان دید

ذات مخفی است از صفات کمال

بی صفات کمال نتوان دید

آفتابی است در ظلال نهان

زو بغیر از ظلال نتواندید

بپذیرد زوال مهر رخش

مهر او را زوال نتواندید

همه گرد سراب میگردیم

چونکه آب زلال نتواندید

مغربی هیچ چیز از آن عنقا

بجز از پر و بال نتوان دید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی