گنجور

شمارهٔ ۴۰

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

گذشت عهد نبوت و رسید دور ولایت

نماند حاجت امت بمعجزات و بآیت

ز شرک روی به توحید کرده اند خلایق

نهاده اند بتحقیق رخ براه هدایت

نهایت همه انبیا و رسل گذشته

نه پیش امت مرحوم احمد است بدایت

چنانکه چشم نبوت در انبیاست باحمد

بر اولیا ویست انتها و ختم ولایت

هر آن صفت که شه ملک راست غالب اوصاف

همانصفت کند اندر سپاه شاه سرایت

مگوی هیچ ز آغاز که جهانی

رسید کار بانجام و انتها و نهایت

دلم رسید چه بی اسم و رسم و جاه جبه شد

بغایتی که مرا ورانه انتهاست نه غایت

رسیده است بصحت ز راه کشف و تجلی

هرآنچه که از مغربی کنند روایت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط