مرا آن لبت خندان تازه
بتن هردم فرستد جان تازه
بچشم جان تازه هر زمانی
ناید چهره جانان تازه
دهد هر ساعتی طفل دلم را
نگارین شیر از پستان تازه
ز دریای دل و جانم برآرد
دمادم لولو مرجان تازه
برون آید مرا در جان و در دل
هزاران روضه و بستان تازه
نماید هر زمانی معجزی نو
بیارد حجت و برهان تازه
ولیعهد خودش سازد دگر بار
نویسد بهر او فرمان تازه
قدیمی عهد را سازد مجدد
کند با مغربی پیمان تازه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ زیبایی و جذابیت معشوق است که هر لحظه تازگی و زندگی جدیدی به دل شاعر میبخشد. لب خندان او جان تازهای به روح شاعر میدهد و هر لحظه شاهد زیباییهای نو و معجزات جدیدی است. شاعر احساس میکند که معشوقش هر بار به گونهای تازه و دلانگیز ظاهر میشود و او را به وجد میآورد. همچنین، اشارهای به ادامه و تجدید عهدهای قدیمی و ایجاد پیمانهای جدید با معشوق وجود دارد که نشاندهندهٔ رابطهٔ متحول و زندهای است که میان شاعر و معشوق برقرار است.
هوش مصنوعی: هر بار که لبخند زیبا و تازهی تو را میبینم، جانم دوباره تازه میشود و شادابی جدیدی پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: هر زمانی که به چهره معشوق نگاه میکنم، جانم تازه و شاداب میشود.
هوش مصنوعی: هر لحظه دل من به شدت شاد و شگفتانگیز است، گویی که نوزادی از پستانی شیرین و تازه نوش جان میکند.
هوش مصنوعی: از عمق دل و جانم به طور مداوم، گوهری زیبا و تازه مانند لولو و مرجان به وجود میآید.
هوش مصنوعی: از وجود من در درونم، هزاران باغ و بوستان نو و تازه میروید و سرشت من را پر میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه معجزهای تازه و دلیلی نو را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: ولیعهد دوباره دستور جدیدی برای خود صادر میکند.
هوش مصنوعی: قرارداد قدیمی را تجدید کرده و با کشور غربی پیمان جدیدی منعقد میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.