گنجور

شمارهٔ ۱۰۳

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرس

ز راه رسم گذر کن طریق و راه مپرس

طریق فقر و فنا پیش گیر و خوش میباش

ز پس نظر مکن و غیر پیشگاه مپرس

ز تنگنای جسد چون برون نهی قدمی

بجز حظیره قدسی و پادشاه مپرس

ز اهل فقر و فنا پرس و فسق و فقر و فنا

از آنکه هست گرفتار مال و جاه مپرس

چو چهره شاه عیان گشت طرقو برخاست

تو شاه را دگر از لشکر و سپاه مپرس

چو پا بصدق نهادی و ترک سر کردی

اگر کلاه ربایندت از کلاه مپرس

چو نیست حال من ایدوست بر تو پوشیده

دگر چگونگی حالم از گواه مپرس

گناه هستی او محو کن چو محو توئی

گناه هستی او دیگر از گناه مپرس

چو مغربی برت ایدوست عذر خواه آمد

بلطف درگذر از جرم عذر خواه مپرس

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.