آن جگر گوشه دل از ما به لب میگون برد
رونق باغ و چمن را برخ گلگون برد
لب او باده ز خون دل ما می نوشد
چشم آن شوخ کباب از جگر پرخون برد
غیر حق هیچکسی چون نبرد دل از دست
دل خود ذات خداوند جهان بیچون برد
چارچوب تنم از آتش دل پاک بسوخت
تا از این شش جهتم بخت مرا بیرون برد
برده بود او ز ازل جان و دل مشتاقان
نتوان گفت که این حضرت او اکنون برد
در خم زلف تو پیوسته بخلوت بنشست
کوهی از هر دو جهان بادل خود یکسون برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و دردناک عشق میپردازد. او از محبوبی سخن میگوید که دل و جانش را از او گرفته و زندگی و زیبایی جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است. لب و چشم محبوب، او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و او را در عذابی دائمی نگه میدارد. شاعر به خرابی جسم و جانش از عشق اشاره میکند و به قدرت محبوب اشاره دارد که از ابتدا جان و دل عاشقان را به تسخیر خود درآورده است. او همچنین بیان میکند که محبوب در نزدیکی خود، همواره عشق را به کمال و عمیقتر میکشاند و تمام دنیا را به پای خود مینهد.
هوش مصنوعی: دل ما از آن جگر گوشهی گرانقدر پر شده و زیبایی باغ و چمن را با خود بههمراه برده است.
هوش مصنوعی: لبان او مانند شرابی است که از دلدرد ما مینوشد و چشم آن آدم شوخ، مانند کبابی است که از دل پرخون ما گرفته شده.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند مانند حق، دل را از دست ببرد؛ زیرا تنها خداوند است که بدون هیچ شبههای دل را به تسخیر خود در میآورد.
هوش مصنوعی: بدن من در اثر آتش محبت و احساسات درونم به شدت سوخته است، تا اینکه سرانجام از تمام جنبههای زندگیام، شانس و بخت مرا به بیرون راند.
هوش مصنوعی: او از آغاز، جان و دل مشتاقان را تصاحب کرده است و اکنون نمیتوان گفت که این مقام و منزلت او از کجا آمده است.
هوش مصنوعی: در پیچ و تاب زلف تو، دلی پر از غم به سکوت نشسته است و کوهی از درد و غم را از دو جهان با خود به دل میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.