گنجور

 
کوهی

جان ها فدای دیدن دیدار بوالوفا

کردند انبیا همه در کار بوالوفا

دانسته اند قصه الله اشتری

چون یوسفند در سر بازار بوالوفا

حق در وفای بنده مدارا کند بسی

ناید ز بی وفائی ما عار بوالوفا

شب تا بروز ناله وافغان آه ماست

چون بلبلان مست بگلزار بوالوفا

مهر و وفاست کار خداوند لاینام

بنگر شبی بدیده دیدار بوالوفا

در ذره ذره بین رخ او را در آفتاب

کوهی مباش غافل از اسرار بوالوفا