مژه ام شد قلم وچشم دوات ای دلبر
تا نوشتند بلعل تو زکوة ای دلبر
زنده شد جان من سوخته در وقت سحر
هست از لعل لبت آب حیات ای دلبر
بنما وصل که جانم ز غم آمد بر لب
تا بیابیم ز هجر تو نجات ای دلبر
طوطی روح من از شکر لعلت گویا است
تا ز قند لب تو رسته نبات ای دلبر
پیش خورشید رخت ذره صفت می گردم
نیست ما را بغمت صبر و ثبات ای دلبر
هست کوهی ز مقیمان درت میدانی
کند آخر بوفای تو وفات ای دلبر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و شوق خود به معشوق میپردازد. او با کنایه و استعارههایی زیبا مانند قلم و دوات، وجود معشوق را مسبب زنده شدن جانش میداند و از طعم شکرین لبهای او سخن میگوید. شاعر از درد جدایی و longing برای وصل مینالد و میگوید که در برابر زیبایی معشوق همچون ذرهای در برابر خورشید است. در نهایت، او در پی وفای معشوق است و احساس میکند که فقدان آن وفا برایش مرگآور خواهد بود.
هوش مصنوعی: مژهام مانند قلم و چشمانم مثل جوهری هستند، ای محبوب، تا اینکه زیبایی تو بر کاغذ نوشته شود، ای محبوب.
هوش مصنوعی: در وقت سحر، جان من که در آتش سوخته بود دوباره زنده شد. ای دلبر، آب حیات از لبان دلنواز تو به من میرسد.
هوش مصنوعی: لطفا وصالت را به من نشان بده که غم به حدی رسیده که جانم در آستانهٔ تباه شدن است. بیایید از فراق تو رهایی یابیم، ای محبوب دلانگیز.
هوش مصنوعی: طوطی روح من از شیرینی لعل تو سخن میگوید، چونکه از قند لب تو زاده شده و شگفتانگیز است ای دلبند.
هوش مصنوعی: در برابر تابش خورشید، چون ذرهای کوچک و بیاهمیت به نظر میآیم. به خاطر عشق تو، نه صبر دارم و نه میتوانم ثابت بمانم، ای معشوق من.
هوش مصنوعی: در دل من کوهی از دلتنگی وجود دارد که از عشق تو ناشی میشود، حالا بگو چه بر سر وفای تو خواهد آمد ای محبوب من؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.