گنجور

 
یوسف خوسفی

بیار ساقی از آن می که تر نمایم لب

شوم چو مست روم سوی میکده به ادب

به پیر میکده خدمت کنم ز جان و زدل

شوم مقیم در آن شه شریف نسب

شدند مست حریفان بیار ساقی می

بگیر خرقه و جامی بده ز آب عنب

ز زهد سخت دلم گرفته بیا مطرب

نواز چنگ و بخوان این غزل ز روی طرب

تو را چه سود از این علم زهدا می نوش

اگر تو راست تمنای علم و کشف حجب

هر آن که مست شد از جام عشق عالم سوز

کجا خورد غم مال و منال و جاه و حسب

برو تو یوسف از این پس به گوشه ای بنشین

بنوش می و مکش از جهان و اهل تعب

 
 
نسکبان اندروید
فرخی سیستانی

سپیده دم که هوا بر درید پرده شب

بر آمد از سر که روز با ردای قصب

سپید روز سپه روی داده بود به چین

شب سیاه سپه روی داده سوی حلب

چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
هجویری

تقشّعَ غَیْمُ الهَجْرِ عَنْ قَمرِ الحُبِّ

وأسْفَرَ نُورُ الصُّبْحِ عَنْ ظلمةِ العَنْبِ

قطران تبریزی

اگرچه من نکنم عاشقی به طبع طلب

کند طلب دل من عاشقی ز مهر . . . ب

گهی ز دیده خروشم کز اوست دل به عذاب

گهی ز دل کنم افغان کز اوست جان به تعب

ز دیده جیحون باران ز دل جحیم نشان

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۰۹ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
وطواط

سپهر ملک عجم ، آفتاب دین عرب

بلند نام و نشان و بزرگ اصل و نصب

کمال دین هدی ، قطب ملک و دین محمود

که هست چرخ شرف را جمال او کوکب

جمال دودهٔ خوارزمشاه ، آنکه ربود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه