من از این در نروم تا بودم طاقت و تاب
جان شیرین کنمی در گرو جام شراب
گر سرم در سر این کار رود باکی نیست
ور برانندم از این در بنشینم بر باب
خاکروب در این خانه به مژگان روبم
آب از دیده چکانم نه کم همچو سحاب
تو چو کوهی و من از هجر تو چون کاه ضعیف
تو چو دریایی و من تشنۀ یک جرعۀ آب
چه شود گر ز ترحم بفشانی به لبم
جرعه ای زآب حیاتت که دلم گشته کباب
آرزوی رخ تو می برم البته به خاک
نظری بر من درویش نما بهر ثواب
پا به گل مانده ام از عشق تو ای مهر لقا
مانده در وادی هجرانم و ما را دریاب
تا کی از هجر تو آهم ز ثریا گذرد
اشک چشمم همۀ روی زمین کرده خراب
یوسف از درگه تو می نرود از دل و جان
تا فشانی به لبش جرعه ای از آن می ناب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.