گنجور

شمارهٔ ۶۵۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند

یا بسی جان کسان بگداختند، آن ریختند

شیره جانهای شیرین برکشیدند از نخست

وین تن نازک ازان شیرینی جان ریختند

هر کجا خوی ریخت از رویت، ملاحت مایه بست

چاشنی گیران خوبی در نمکدان ریختند

زین هوس کز ران یکرانت فرو شانند گرد

آبروی خویش بسیاری که خوبان ریختند

عیش تلخم با خیال لعل جان افزات هست

شربت زهری که در وی آب حیوان ریختند

شعله می خیزد ز گور کشتگانت گاه نور

بس که زیر خاک با دلهای سوزان ریختند

همچو چشم نامسلمان تو بی رحمت نه اند

کافران چین که خونهای مسلمان ریختند

از گناه نیکوان، یارب، مرا سوزی نخست

گر چه آن مردم کشان خونها فراوان ریختند

عاقبت بر روی آب آورد راز بیدلان

گر چه گریه در شب تاریک پنهان ریختند

خسروا، مگری که جز خاشاک بدنامی نرست

دیده های عاشقان هر جا که باران ریختند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام