گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

چو ماه روزه از اوج سما شد

ز نور روزه دوران بی ضیا شد

بر ابروی هلال عید بنگر

هلال ابروم از من جدا شد

ازان آبی که بگذشت از سر خم

پیاله با صراحی آشنا شد

مرا کاب دو چشم از سرگذشته ست

عجب بنگر که گل باد صبا شد

گلش را سبزه نارسته گیا رست

چنان مردم مگر مردم گیا شد

ازان محراب ابرو یاد کردم

نمازی چند نیز از من قضا شد

مگر مجنون شناسد، حال من چیست؟

که در هجران لیلی مبتلا شد

همه گل می دمد از دیده در چشم

خیال روی او ما را بلا شد

در آب دیده سرگردان چه مانده ست؟

مگر سنگین دل من آشنا شد

دو چشم خسرو از باریدن در

کف شاهنشه باران عطا شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.