چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
از غم دل دیوانه من زار بنالد
هر کس که به گوشش برسد ناله ی زارم،
بر درد من سوخته دل زار بنالد
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزد
وز ناله زارم در و دیوار بنالد
ای آنکه ز دردت خبری نیست، مکن عیب
گر سوخته ای از دل افگار بنالد
خسرو، اگر از درد بنالد، چه توان گفت؟
عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد دل خود سخن میگوید و به مانند مرغ سحر از غم گلزار ناله میکند. او بیان میکند که هر کس صدای نالهاش را بشنود، بر غم او میگرید. شاعر اشاره دارد که شدت دردش به اندازهای است که جان زن و مرد را تحت تاثیر قرار میدهد و حتی دیوارها از نالهاش بیخبر نمیمانند. در پایان، شاعر به کسی که از دردش بیخبر است، میگوید که نباید او را سرزنش کند، زیرا هر بیدردی نمیتواند درک کند که یک بیمار چگونه ناله میزند.
هوش مصنوعی: همانطور که پرنده سحر از غم گلستان نالان است، دل دیوانه من نیز از غم به شدت ناله میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای نالهی من را بشنود، دلی پر درد و رنج خواهد داشت و به حال من افسوس خواهد خورد.
هوش مصنوعی: عشق و درد من به حدی است که نه تنها خودم، بلکه هر مرد و زنی هم که به حال من توجه کند، باید بسوزند. از صدای ناله و زاری من، همه جا پر از پژواک غم و اندوه خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از درد تو خبری ندارد، اگر دل شکستهای از غم و اندوه شکایت میکند، به او ایراد نگیر.
هوش مصنوعی: اگر خسرو از دردش ناله کند، چه میتوان گفت؟ هیچ عیبی نمیتوان به بیمار گرفت که ناله کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارش نتوان گفت که از یار بنالد
واندل نبُود کز غم دلدار بنالد
گر بند نهد دشمن و گر پند دهد دوست
مشتاق گل آن نیست که از خار بنالد
چون یار بدست آیدت از غیر چه نالی
[...]
چون مرغ سحر در غم گلزار بنالد
از غم دل دیوانه من زار بنالد
هر کس که به گوشش برسد ناله زارم
بر درد من سوخته بسیار بنالد
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزد
[...]
تا چند ز هجرت دلم ای یار بنالد
بی روی تو شب تا به سحر زار بنالد
از حسرت لعل شکرین تو چو طوطی
در بند قفس گشته گرفتار بنالد
هر شب به سر کوی تو از درد جدایی
[...]
هر شب ز غمت بس که دلم زار بنالد
از ناله زارم در و دیوار بنالد
بی روی تو نالد دل ازین سینه صد چاک
چون مرغ قفس کز غم گلزار بنالد
آه از دل سخت تو که یک ره نکنی گوش
[...]
بر سبط نبی گنبد دوار بنالد
شمس و قمر و ثابت و سیار بنالد
ظلمی که بر او رفت یقین تا به قیامت
نبود عجبی گر در و دیوار بنالد
چون حنجر او شمر برید از دم خنجر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.